جهتگيرى سوم : تأكيد بر اهميت كارهاى انقلابى و مبارزه با ستم و انحراف و شعلهور ساختن آتش جهادى كه در طول سالهاى انحراف به خاموشى گراييده بود ؛ كه اين موضعگيرى را مىتوان از دعاى آن حضرت در حق « مختار » كه به خونخواهى امام حسين عليه السّلام قيام كرده و در مدت قيام خود همواره از طريق محمد بن حنفيه ( عموى امام سجّاد ) با آن حضرت ارتباط داشت به خوبى دريافت .
جهتگيرى چهارم : امام سجّاد عليه السّلام در برابر حكومتهاى زمان خود موضع رودررو و مبارزهء مستقيم نداشتند چرا كه در غير اين صورت هرگز موفق به كسب دستآوردهاى تربيتى در ميان امت نشده ، فضاهاى مناسب و فرصتهاى گسترده براى فعاليت امام باقر عليه السّلام و اصحاب صالحى كه براى همين منظور تربيت كرده بود فراهم نمىگرديد .
اما اين امر بدان معنا نبود كه امام سجّاد عليه السّلام موضع خود را در قبال حكومت روشن نكند و امر بر شيعيان مشتبه گردد ، بلكه امام زين العابدين برخوردهايى هم با حاكمان زمان خود داشتند كه - همانگونه كه به بعضى از آنها اشاره خواهيم كرد - هدف آن حضرت از آن برخوردها دادن خط تربيتى و اصلاحى در جهت نگهدارى شيعيان از نابودى بود ؛ چرا كه اگرچه گروه صالحى كه امام عليه السّلام ساخته بود در خط انقلاب و مبارزهء رودررو نبود ولى در آن مرحله براى مصونيت بخشى در سطح تربيت و آمادهسازى و ايجاد آيندهء سياسى بهتر كافى بود .
برخورد امام عليه السّلام با حاكمان وقت را مىتوان از جوابى كه به نامهء توبيخآميز عبد الملك كه آن حضرت را براى ازدواج با كنيزى كه خود آزادش كرده بودند مورد سرزنش قرار داده بود به خوبى دريافت .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: منذر حكيم
ص٦٦