تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
دائم فاجعهء كربلا و توجّه دادن امّت به ظلم و ستم‌هايى كه به اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رسيده بود ، به اين پديدهء احساس گناه كه در امّت پيدا شده بود ، عمق بخشيدند . اين يادآورى بسيار زمان‌بر بود . امّا در عين‌حال توانست به اين پديدهء احساس گناه بعد فكرى صحيحى ببخشد تا از آن ، وسيله‌اى مؤثّر در عمليات سازندگى و تغيير وضع سياسى و اجتماعى به وجود آورد . در نهايت ، بالا گرفتن اين احساس ، تبديل به يك پشتوانهء داخلى شد و امت ديگر توان صبر و تحمل اين درد جانكاه را نداشته و تا رسيدن به نهضت بزرگ ، بىصبرانه در انتظار راهى براى ابراز جدّى احساسات خود بودند . در چنين جوّ آكنده از اضطراب كه خبر از قيام برضد امويان مىداد ، طبيعى است كه حساسيت آن‌ها نسبت به امام زين العابدين عليه السّلام بيشتر و كنترل و مراقبت آن‌ها از ايشان به عنوان رهبر فكرى اين انقلاب شديدتر شود خصوصا كه امام زين العابدين عليه السّلام پس از شهادت پدر بزرگوارش امام حسين عليه السّلام تنها وارث شرعى خلافت به حساب مىآمد ، از اينجاست كه مىبينيم حكومت اموى هر حركتى را كه از امام عليه السّلام صادر مىشد به عنوان مقدمه‌اى براى انقلاب به حساب مىآورد . گام دوم : فعاليت امام سجّاد عليه السّلام در اين مرحله به چند جهت‌گيرى مختلف تقسيم مىشود : جهت‌گيرى اول : امام عليه السّلام به متبلور ساختن هيجان عواطف مردم پرداخته و سعى كرد تا اين هيجان را در مسير صحيح فكرى انداخته و به بناى زير ساخت‌هاى اعتقادى آن پرداخت . آن حضرت اين هيجان عواطف را مقدمه‌اى براى عمليات انقلابى كه خود پايه‌گذار آن بود ، قرار داد ؛ اين كار با ايجاد فكر اسلامى صحيح - كه از ديرزمانى دستخوش تحريف و دگرگونى شده بود - و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 64 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى