فعاليّتهاى خود ادامه دهد .
سپس مىبينيم كه امام عليه السّلام پس از آنكه با مسألهء معلّى بن خنيس به اين صورت كه گذشت برخورد نمود و از رويارويى سرباز زد ، به كوفه مسافرتى كرد كه اين مسافرت باعث زيادى ياران و شيعيان آن حضرت گرديد . و به اين خاطر كه امام عليه السّلام مىدانستند كه سفّاح اكنون امكان مواجه شدن با امام صادق عليه السّلام را ندارد . چرا كه به نفع سياست او كه از نام امام صادق عليه السّلام بهرهها جسته نبود .
بلكه مىبينيم كه سفّاح حتّى در فكر مواجهه با بنى حسن هم نبود كه گزارشهايى از در پى انقلاب بودن آنان به دست او رسيده بود .
امام صادق عليه السّلام پس از رسيدن به كوفه دست به چند فعاليّت زد . از جمله :
امام صادق عليه السّلام براى خواصّ شيعه توضيح داد كه اين حكومت جديد با حكومت سابق يعنى بنى اميّه هيچ فرقى ندارد . چرا كه بعضى از شيعيان به اشتباه افتاده بودند و گمان مىكردند كه روابط امام صادق عليه السّلام و بنى عبّاس روابط حسنهاى است و به خاطر همين بود كه بعضى از خواصّ از امام درخواست كرده بودند تا براى اينكه در اين دولت جديد بنى عبّاس شغلى پيدا كنند واسطه شود .
هنگامى كه امام صادق عليه السّلام از اين كار امتناع كردند ، او گمان كرد كه امام صادق عليه السّلام از اين جهت او را اجابت نكرده كه مىترسيد كار كردن در دستگاه دولتى او را در ظلم گرفتار كند . اينجاست كه مىگويد : به منزل خود بازگشتم و به تفكّر پرداختم . با خود گفتم : گمان نمىكنم كه آن حضرت مرا از اين كار منع كرده باشد ، مگر از ترس اينكه روزى به ظلم و جور گرفتار شوم . به خدا قسم به سوى امام صادق عليه السّلام خواهم رفت و به او قول خواهم داد و قسم بر طلاق زنان و آزادى بردگان و قسمهاى شديد خواهم خورد كه من هرگز دست به ظلم و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤٨