اى فضل دربارهء چه چيز با يكديگر نجوا مىكنيد ؟ خداوند متعال هيچگاه به واسطهء عجلهء بندگان در كارهاى خود عجله روا نمىدارد ، و به تحقيق كندن يك كوه از جايگاه خود بسيار آسانتر است از زايل كردن سلطنتى كه هنوز هنگام زوال آن نرسيده است . سپس فرمودند :
فلانى پسر فلانى پسر فلانى ، تا اينكه به نسل هفتم از اولاد فلانى رسيدند .
فضل كاتب گويد به امام عرض كردم : قربانت شوم ، پس چه علامتى ميان ما و شما براى مناسب شدن اوضاع باشد ؟ حضرت فرمودند : اى فضل ، از جاى خود حركت مكن تا اينكه سفيانى خروج كند ، هنگامى كه سفيانى خروج كرد به سوى ما بياييد و اين كلام را سهبار تكرار كردند كه اين از امور حتمى است « 1 » .
معلّى نقل مىكند كه نامههاى زيادى از شيعه به سمت امام صادق عليه السّلام رسيد كه همه آن حضرت را به قيام فرامىخواندند « 2 » و جواب امام عليه السّلام در بحثهاى سابق گذشت كه حاصل آن اين بود كه زيادى تعداد افراد كه مردم را به اين گمان مىانداخت كه آنها براى قيام و نهضت كافى هستند كه عدد قابل توجّهى هم بود به اخلاص و رسوخ عقيده در جانها محتاجتر هستند . پس امام عليه السّلام نمىتوانست با طرز تفكّر فضل كاتب يا سهل خراسانى يا ديگران خود را به معركه بيندازد . چرا كه اينگونه ماجراجويى و داخل شدن در بازى سياسى و استفاده از شرايط به نتايجى كه اين گروه از افراد قدرت درك آن را نداشتند ختم مىشد . چرا كه اگرچه شايد باعث ايجاد انقلابى مىشد ، امّا حتّى در حالت پيروزى و به دست گرفتن اهرمهاى قدرت نيز موجب تعطيل برنامهريزىهاى الهى كه امام عليه السّلام به آن ملتزم بود مىگرديد .
هامش
( 1 ) . روضهء كافى 229 و به نقل از آن بحار الانوار 47 / 297 ، وسائل الشيعة 11 / 37 .
( 2 ) . كافى 8 / 274 .