فقه ، فقه و حديث نوشته شد كه مشخّصهء بارز آن كتابها تكيه بر مكتب اهل بيت وحى عليهم السّلام و مبنا قرار دادن نظرات آنان در فقه بدون دخالت رأى و استحسان بوده است .
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند :
حديث من حديث پدرم ، حديث پدرم حديث جدّم ، حديث جدّم حديث امام حسين عليه السّلام ، حديث امام حسين عليه السّلام حديث امام حسن عليه السّلام ، حديث امام حسن عليه السّلام حديث امير المؤمنين عليه السّلام ، حديث امير المؤمنين عليه السّلام حديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و حديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كلام خداوند متعال است « 1 » .
و امام صادق عليه السّلام فرمودهاند :
اگر ما از روى رأى و هواى نفس براى مردم فتوا بدهيم ، همانا كه از هلاك شدگانيم .
امّا ما با تكيه بر آثارى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به ما رسيده و اصول علمى كه در نزد ماست و ما آن را نسل به نسل به ارث برده و مانند سرمايهدارانى كه اموال خود را به صورت گنج ذخيره مىكنند اين علوم را در نزد خود ذخيره كردهايم ، براى مردم فتوا مىدهيم « 2 » .
كتابهاى اصول فقه متكفّل بيان قواعد و روشهاى استنباط احكام شرعى و چگونگى برخورد با احاديثى كه در موسوعهها و كتابهاى اصول حديث نوشته شده است مىباشد .
امام صادق عليه السّلام به دانشجويان خود كيفيّت استنباط احكام از منابع تشريع را آموخته است ، همچنان كه به آنان كيفيّت برخورد با احاديث متعارض را ياد داده است . امام صادق عليه السّلام دربارهء رواياتى كه مضمون آنها با قرآن منافات و
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 53 - 58 .
( 2 ) . بصائر الدّرجات / 300 .