به خدا سوگند كه سخنى از رأى و قياس در دين خدا بر زبان نخواهم راند .
امام صادق عليه السّلام در جواب او فرمودند : هرگز ، حبّ رياست تو را امان نمىدهد .
همچنانكه پيشينيان تو را نيز به حال خود نگذاشت « 1 » .
اينچنين بود كه امام صادق عليه السّلام موضعى محكم و بدون سازش در برابر اينچنين ديدگاههايى كه براى اسلام بسيار خطرناك بودند اتخاذ كرد . آن حضرت با فعاليت بىامان خود از گسترش اين افكار جلوگيرى كرده و عناصرى را كه اين افكار نفوذى را پذيرفته بودند به بحث فرا مىخواند تا باورهاى غلط آنان را تغيير دهد .
مىبينيم كه امام عليه السّلام در برابر ابن ابى ليلى كه قاضى رسمى حكومت اموى بوده و پيش از ابى حنيفه مطابق رأى خود فتوا مىداده است موضع سختى گرفتهاند . او در حالىكه سعيد بن ابى الخضيب همراهش بود با امام صادق عليه السّلام روبرو شد . امام صادق عليه السّلام به سعيد فرمودند : « اين شخص كيست كه به همراه تو مىآيد ؟ » سعيد گفت : اين ابن ابى ليلى قاضى مسلمانان است .
امام عليه السّلام از او پرسيدند : « مال را از كسى مىگيرى و به كس ديگر مىدهى . بين مرد و همسرش جدايى مىافكنى و در اين كار از كسى نمىترسى ؟ ! » گفت : آرى .
امام عليه السّلام فرمودند : « بر چه اساس قضاوت مىكنى ؟ » گفت : براساس آنچه از پيامبر خدا و ابو بكر و عمر به من رسيده است .
امام صادق عليه السّلام به او فرمودند : « آيا به تو اين روايت رسيده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « أقضاكم عليّ بعدي ؟ » ؛ پس از من از نظر قضاوت برترين شخص ميان شما على است ؟ » ابن ابى ليلى گفت : آرى . امام صادق عليه السّلام فرمودند : « پس چگونه است كه با
هامش
( 1 ) . شيخ طبرسى ، احتجاج 117 - 2 / 110 .