فرستاد . يحيى با تعداد هفتاد نفر از ياران خود با اين سپاه عظيم روبرو شد و در آخرين نبرد ، در اثر تيرى كه به پيشانىاش اصابت كرد به شهادت رسيد و تمامى اصحاب او نيز همراه او شهادت را در آغوش كشيدند . ( رضوان اللّه عليهم اجمعين ) ؛ دشمنان سر يحيى را از بدن جدا كرده و بدنش را برهنه كردند « 1 » ؛ اين واقعه در سال 125 ه به وقوع پيوست جسد شريفش را در جوزجان [ گرگان ] بر دار كشيدند و تا قيام ابو مسلم خراسانى بر همان دار ماند ، ابو مسلم بدنش را از دار به زير آورده ، بر او نماز خواند و او را دفن كرد « 2 » .
در سال 126 ه وليد بن يزيد به دست خود امويان كشته شد و يزيد بن وليد بن عبد الملك به جاى او بر كرسى خلافت نشست . در اين دوره چنان آشفتگى سياسى به وجود آمد كه تا آن روز سابقه نداشت . هركس كوچكترين اميدى به در دست گرفتن رياست داشت از گوشهاى سر برآورده بود ؛ چرا كه مردم در اين زمان چنان از ستم بنى اميه به ستوه آمده بودند كه بدون هيچگونه دقت و مطالعهاى آمادگى پذيرش سخن هركس را كه ادعاى برقرارى عدالت مىنمود ، داشتند . ازاينرو است كه مىبينيم در اين دوران گرايشات سياسى گوناگونى پيدا شد .
در چنين آشفته بازارى امكان به دست گرفتن اوضاع و انسجام بخشيدن به همهء اين گرايشات سياسى و يكسويه كردن آنها ، براى امام صادق عليه السّلام نبود .
اينجا است كه مىبينيم آن حضرت در قبال اين اوضاع ، به عنوان يك
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . ابن اثير ، تاريخ كامل 5 / 127 .