تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
خاموش باش ، پدر من عاقلتر از اين بود كه چيزى را ادعا كند كه حق او نيست ، او فقط گفت : شما را به خشنودى آل محمد فرا مىخوانم و مراد او پسر عمويم جعفر بود ، مرد گفت : پس امروز امام بر حق امام جعفر صادق عليه السّلام است ؟ يحيى پاسخ داد : آرى ، او فقيه‌ترين بنى هاشم است .

كشته شدن يحيى بن زيد

يحيى بن زيد نيز در زمان خلافت وليد بن يزيد كشته شد و جريان شهادت او از اين قرار بود كه او پس از شهادت پدرش از كوفه خارج شد و به خراسان و سپس از آنجا به رى و سرخس و سپس به بلخ رفته و در نزد شخصى به نام حريش بن عبد الرحمن شيبانى پناه گرفت و در نزد او ماند تا هشام از دنيا رفت و وليد بر مسند خلافت نشست « 1 » . والى كوفه نامه‌اى به نصر بن سيار نوشت و در آن اطلاع داد كه يحيى در خانهء حريش است ، نصر بن سيار از حريش خواست تا يحيى را تسليم كند ، حريش منكر وجود يحيى در خانهء خود شد و گفت : من از يحيى هيچ اطلاعى ندارم ، به همين دليل دستور دادند تا او را ششصد تازيانه زدند ، سپس حريش گفت : به خدا سوگند ، اگر يحيى در زير پاى من باشد ، پايم را برنمىدارم تا شما او را ببينيد « 2 » . پس از اين ماجرا نيز دستگاه‌هاى اطلاعاتى نظام اموى همواره در جستجوى يحيى بن زيد بودند پس از ماجراهايى كه بيان آن‌ها طولانى خواهد شد . نصر بن سيار لشكرى با ده هزار سوار به جنگ يحيى بن زيد
هامش
( 1 ) . سيد عبد الرزاق مقرّم ، زيد بن على / 176 . ( 2 ) . ابن اثير ، تاريخ كامل 5 / 127 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 104 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى