خراسان آشفته شده و قيامهايى به وقوع پيوسته است ؛ وليد در پاسخ او نوشت من فعلا مشغول [ كار مهترى چون رسيدگى ] به « عريض » ، « معبد » و « ابن ابى عايشه » هستم ، كه هر سه نفر ، از آوازخوانان و مغنيان دربار او بودند « 1 » .
امام صادق عليه السّلام عاقبت اين سقوط و زشكارى و سرپيچى از محرمات الهى را چنين ترسيم فرموده است : خداوند متعال هفت روز پس از به آتش كشيدن بدن زيد فرمان نابودى بنى اميه را صادر فرمود « 2 » .
اين وليد بود كه دستور داد بدن مطهر زيد شهيد رضى اللّه عنه را پس از چهار سال از بالاى چوبهء دار پايين كشيده و در آتش بسوزانند .
مراقبت شديد از دارى كه بدن زيد بر بالاى آن آويخته بود - البته از ترس اينكه شيعيان آن را از دار پايين آورده و دفن كنند - نشان از فعاليتهاى سازمان يافته بر ضد حكومت وقت دارد ؛ امام صادق عليه السّلام همواره شيعيان را نكوهش مىنمودند كه چرا هنوز نتوانستهاند بدن زيد شهيد را از بالاى دار پايين بياورند .
هنگامى كه مبارزه با دستگاه اموى شدت پيدا كرد وليد به حاكم كوفه نامهاى به اين مضمون نوشت : گوسالهء عراقيان را از دار پايين بكش ، بدنش را در آتش بسوزان و خاكسترش را در دريا بريز [ نوع كلماتى كه در اين نامه به كار رفته ، اشاره به آيهء : 97 : طه ، دربارهء گوسالهء سامرى دارد ] .
يوسف بن عمر نيز آنچه را كه خليفه دستور داده بود كاملا به اجرا در آورد ، او بدن زيد بن على را سوزانده و خاكسترش را در فرات ريخت « 3 » .
هامش
( 1 ) . ذهبى ، تاريخ الاسلام 5 / 178 .
( 2 ) . كافى 8 / 161 ، تفسير عياشى 1 / 325 .
( 3 ) . طبرى 8 / 122 ، ابن اثير 5 / 127 ، تاريخ يعقوبى 2 / 391 .