مىگيرند دروغ است و در تو وجود ندارد ، بدانكه با اين عمل ثواب كسب كردهاى و هيچگونه زحمتى براى بردن اين ثواب نكشيدهاى .
بدانكه تو هيچگاه به مقام ولايت ما نمىرسى مگر اينكه به اين درجه از كمال رسيده باشى كه اگر همهء اهل شهر تو بر تو گرد آيند و بگويند تو آدم بدى هستى ، اين امر تو را محزون و ناراحت نكند ، و اگر همهء آنها تو را تعريف كنند و بگويند مرد صالحى هستى ، اين امر تو را خوشحال ننمايد . بلكه نفس خود را بر كتاب خدا عرضه كن و ببين اگر در راهى كه قرآن به تو نشان مىدهد مىروى و در آنچه قرآن تو را امر به زهد در آن مىكند زاهدى و در آنچه كه قرآن تو را به آن ترغيب مىنمايد راغب و از آنچه قرآن تو را از آن مىترساند ترسان هستى ، پس بر راه خود استوار باش و تو را بشارت باد كه آنچه دربارهء تو گفته شود زيانى به تو نخواهد رسانيد ، امّا اگر ديدى عمل و رفتار تو مخالف با قرآن است ، پس چه چيزى از نفس تو مغرورت خواهد ساخت .
مؤمن همواره علاقهمند به جهاد با نفس خود است تا بر هواى نفس غلبه كند . گاه مىشود كه او در اين مبارزه پيروز مىشود و در راه دوستى خدا نفس خود را شكست مىدهد و گاه مىشود كه نفس بر او غلبه كرده و او تابع هواى نفس مىشود ، امّا خداوند متعال به يارى او مىشتابد و او به يارى خدا از جا برمىخيزد ، و خداوند بهواسطهء تذكّر و بيدارى كه آن مؤمن پيدا كرده از لغزش او مىگذرد . آن مؤمن به ياد خداوند افتاده و به سمت توبه و ترس از خدا مىرود و به اين وسيله بصيرت و معرفت او زياد مىشود ، چراكه معرفت و بصيرت بهواسطهء ازدياد ترس از خدا در دل انسان زياد مىشود ، و اين مضمون كلام خداوند است كه مىفرمايد :
در حقيقت ، كسانى كه [ از خدا ] پروا دارند ، چون وسوسهاى از جانب شيطان
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٤٨