بگذاريد ، چراكه مردم [ مراد مردم مكّه است ] اسلام آوردهاند . آنان به اطمينان قول خالد سلاحهاى خود را زمين گذاشتند . امّا خالد با آنان مكر كرد و دستور داد تا آنها را طنابپيچ كرده و همهء آنها را از دم شمشير گذراند . هنگامى كه اين خبر به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله رسيد بهشدّت اندوهگين گرديد و دستان مباركش را به دعا برداشت و فرمود :
خداوندا ، من به درگاه تو از كارى كه خالد كرد بيزارى مىجويم . سپس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله امام امير المؤمنين عليه السّلام را فراخواند و به او فرمود : به سمت اين قوم برو و ماجرايى كه آنجا اتّفاق افتاده بررسى كن و اين نكته را رعايت كن كه قوانين جاهلى را زير پا گذارى .
على عليه السّلام از مدينه خارج شد تا به آنها رسيد . آن حضرت از مالى كه به همراه آورده بود ديهء خونهايى كه خالد ريخته بود را پرداخت كرد و خسارت آنچه را كه خالد از اموال آن مردم برداشته بود به آنان داد ، تا جايى كه گفتهاند حتّى ظرف آبخورى سگ را هم از قلم نيانداخته و خسارت آن را به آنان پرداخت مىنمود . هنگامى كه ديهء تمام خونها و خسارت تمام اموال را پرداخت كرد ، از اموالى كه به همراه آورده بود مقدارى باقىمانده بود . حضرت على عليه السّلام به آنها فرمود : « آيا در نزد شما ديهء خونى يا خسارت مالى باقىمانده است كه پرداخت نشده باشد ؟ گفتند : نه ، چيزى باقى نمانده . حضرت على عليه السّلام فرمودند :
من بقيّهء اين مال را بنابر احتياط ، از جانب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به شما مىبخشم ، زيرا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله [ براى اين كار اين مبلغ پول داده است ] يقينا چيزهايى مىداند كه شما نمىدانيد ، سپس آن مال را به آنان داده و به سمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله برگشت و گزارش آنچه را كه انجام داده بود به آن حضرت داد ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به او فرمودند : بسيار كار خوب و صحيحى انجام دادهاى ، سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله برخاسته و رو به قبله دستان خود را آنقدر بلند كردند كه زير بغلهاى آن حضرت ديده مىشد ، و در اين حال سهبار فرمودند : « خداوندا ، من به درگاه تو از
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: منذر حكيم
ص٣٣٦