تا ما فردا بهوسيلهء اين سلاحها به جنگ دشمن خود برويم . صفوان به آن حضرت عرض كرد :
آيا اين سلاحها را به غصب از من مىگيرى ؟ پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پاسخ دادند : خير ، بلكه به صورت عاريهء مضمونه از تو مىگيريم و سپس سالم به تو باز مىگردانيم ، صفوان عرض كرد : در اين صورت اشكالى ندارد ، او به پيغمبر صد زره با ساير متعلّقات و سلاح آن عاريه داد ، و بعضى گمان كردهاند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله از صفوان خواست تا حمل اين سلاحها را نيز به عهده بگيرد و او اين كار را انجام داد .
امام باقر عليه السّلام اضافه فرمودهاند كه : از آن پس سنّت عاريهء مضمونه در ميان مسلمانان رايج گرديد « 1 » .
امام باقر عليه السّلام به اين نكتهء ظريف اشاره كردهاند كه از اين واقعهء تاريخى قاعدهء فقهى عاريهء مضمونه استفاده مىشود و آن قاعده اين است كه اگر شخصى چيزى را از كسى به عاريه گرفت و در نگهدارى آن بىاحتياطى و تفريط روا داشت ، ضامن آن چيز مىباشد . پس هميشه عاريهكننده تا هنگامى كه مال عاريهشده را به سلامت به صاحبش بازگرداند ضامن آن است .
2 . حركت خالد به سمت قبيلهء بنى جذيمه :
ابن هشام با سند خود از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله خالد بن وليد را در هنگام فتح مكّه براى دعوت قبيلهء بنى جذيمه به اسلام به سوى آنها فرستاد و او را براى جنگ با آنها نفرستاد ، امّا خالد بر آنان تاخت . آنان از ترس حملهء خالد به سمت اسلحههاى خود رفته و با سازوبرگ به سمت او آمدند . هنگامى كه خالد آنها را ديد به آنها گفت : سلاحهاى خود را به زمين
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 73 ، چاپ دار المعارف .