خدا سوگند كه مىروم و او را موعظه و نصيحت مىكنم . به او نزديك شدم و سلام كردم . او نيز در حالىكه عرق از سرورويش مىريخت جواب سلام مرا داد . به خدمتش عرض كردم خدا تو را خير دهد ، بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت گرم روز با اين حال در طلب دنيا آمده است ؟ اگر مرگ تو در اين حالت برسد چه مىكنى ؟
امام باقر عليه السّلام در پاسخ فرمودند :
اگر مرگ من در اين حالت برسد ، در حالتى رسيده كه من در حال بندگى و فرمانبردارى خداى عزّ و جلّ مىباشم ؛ چون من با اين عمل خود و خانوادهء خود را از مردم و از امثال تو بىنياز مىنمايم . امّا اگر مرگ من در حالتى بيايد كه من در حالت گناهى از گناهان خدا باشم ، آنگاه از رسيدن مرگ در آن حالت خواهم ترسيد .
به خدمتش عرض كردم : راست گفتى كه خداى رحمتت كند ، من مىخواستم تو را نصيحت كنم امّا تو مرا نصيحت كردى » « 1 » .
امام باقر عليه السّلام براى تشويق و ترغيب همگان بر كار و كوشش ، فعّاليّت و طلب رزقوروزى به سيرهء پرورش پدران و اجداد گرام خود استناد مىفرمود ، آن حضرت روايت نمودهاند كه :
مردى حضرت امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام را ملاقات نمود كه بر يك گونى از هسته خرما نشسته بود ، او به آن حضرت عرض كرد : اى ابو الحسن ، درون اين گونى چيست ؟ حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : انشاء اللّه صد درخت خرما . آن حضرت هر صد هستهء خرما را در زمين كاشتند و هيچكدام از آنان ضايع نگرديد « 2 » .
امام باقر عليه السّلام همواره ياران خود را از كسالت و تنبلى كردن از فعّاليت مثبت
هامش
( 1 ) . كافى 5 / 73 - 74 .
( 2 ) . كافى 5 / 75 .