4 . اين هويّت و احساس وابستگى به يك منبع قدرت ، آنان را وادار به حركت در جهت توسعهء پايگاه مردمى مبتنى براساس تقويت جلوههاى همان هويّت در واقعيت موجود ، همچنين وادار به رقابت مشروع با ساير گروههايى كه در جامعه موجود بودند براى پيوند افراد امّت با مفاهيم و ارزشهاى پسنديده و پياده كردن آنها در جهان واقع مىنمود .
محورهاى وابستگى در گروه صالحان
اسلام اساسىترين محور وابستگى در نزد اين گروه ، و اوّلين نيروى محرّك براى عمل ، حركت ، رفتار ، روابط بوده و مصلحتهاى والاى اسلامى در نزد آنان بر همهء مصلحتها حاكم بود .
وابستگى به اسلام بود كه افراد وابسته را وادار به حركت به سمت رهايى از قيود تنگ و پيمانهاى كماهميت نموده و نظرها و موضعگيرىها را به سمت هدف مشترك و افق گستردهاى كه همهء وابستگىها در زير چتر آن جمع مىشود سوق مىداد تا در سايهء اين وابستگى همهء روابط براساس هميارى ، رحم ، خيرخواهى ، امانت ، دادگرى ، بزرگوارى ، دوستى و احسان متقابل شكل بگيرد . و پيدايش چنين روابطى ابتدا آزاد شدن از فشار ارزشها و قوانين محدود سابق و مطامع و مصلحتهايى كه زاييدهء آن قوانين است را مىطلبد .
وابستگى به اسلام دايرهء گستردهاى است كه دربرگيرندهء همهء كسانى است كه زبان به شهادتين بگشايند . اسلام در نظر امام باقر عليه السّلام اينگونه است كه : . . .
اسلام آن چيزى است كه ازدواج و ميراث بهوسيلهء آن تحقّق پيدا كرده و خونها بهواسطهء آن حفظ مىشود « 1 » .
هامش
( 1 ) . تحف العقول / 217 - 218 .