خود را بهعنوان خليفه مسلمانان معرفى نمايد ، يزيد پس از نشستن بر كرسى خلافت در صدد برآمد تا از كسانى كه احتمال مخالفت و رويارويى با وى در آن مىرفت زهرچشم بگيرد ، بنابراين در همان روزهاى اول خلافت نامهاى به حاكم مدينه نوشت و از وى خواست تا از امام حسين بن على عليه السّلام ، عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبير براى وى بيعت بگيرد ، از ابتدا روشن بود كه حسين بن على عليه السّلام هرگز با يزيد بيعت نخواهد كرد ، عبد الله بن زبير اگرچه خود داعيه خلافت داشت ولى مردم او را قبول نداشتند ، عبد الله بن عمر نيز نقشى در اوضاع نداشت و بيعت يا عدم بيعت او هرگز زيانى را متوجه خلافت يزيد نمىساخت بنابراين فقط از حسين بن على عليه السّلام مىترسيد و مىخواست هرچه سريعتر موضع او را روشن كند .
در اين برهه از زمان طبيعى بود كه همه عراقىهاى مترصد فرصت ، فرزند زاده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را براى رهبرى خود انتخاب كنند تا هم اهداف و آمال متدينان مخلص و هم اهداف سياستبازان حرفهاى را محقق سازد زيرا او تنها كسى بود كه مىتوانست به دليل شرافت نسب ، جلالت قدر ، تقوى و بزرگوارى ذاتى كه داشت سنت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را دوباره زنده كرده و بدعتها را نابود كند در حالىكه او ظلم ستيزترين فرد آن دوران بود و بههمين دليل هم از بيعت با يزيد سر باز زد .
از اينجا بود كه در كوفه جلساتى تشكيل شده و جمعيتهايى به وجود آمده بود و در نتيجهء اين اجتماعات دعوتنامههايى مبنى بر دعوت از امام حسين عليه السّلام براى آمدن از مدينه به كوفه براى آن حضرت فرستاده شد ، اين دعوتنامهها بر اين تأكيد شده بود كه كوفيان براى جنگ با امويان غاصب حكومت ، در زير پرچم امام حسين از آمادگى لازم برخوردار هستند .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: منذر حكيم
ص٦٣