به خانههاى خود خزيده اما منتظر فرصت جديدى بودند تا حركت جديدى را آغاز كنند .
از ديگر سوى رنجى كه مسلمانان مخلص - كه با تربيت خالص اسلامى پرورش يافته و ديد آنان از ديدگاههاى قومى و قبيلهاى فراتر رفته و يا اين ديدگاه را به گونهاى با نگرشهاى دينى تطبيق كرده بودند - مىكشيدند بسيار بيشتر از گروه اول بود زيرا آنان در دوران بيست سالهء حكومت معاويه محو و نابودى سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به وضوح مشاهده مىكردند .
آنان مىديدند كه بدعتها آشكار گشته ، نظام پادشاهى جايگزين خلافت اسلامى شده و زمام امور مسلمانان به دست خاندانى افتاده است كه همه توان خويش را در راستاى نابودى اسلام و مسلمين و در مسير مخالفت با احكام و موازين آن به كار بسته است ، تا آنجا كه يك فرزند نامشروع خاندان ثقيف با شهادت يك شرابفروش برادر معاويه مىشود « 1 » .
معاويه بر خلاف نص صريح قرآن در ميان مردم جاسوسانى قرار داده بود تا حتى تعداد نفسهاى آنان را شماره كنند ، او رسم وفاى به عهد و پيمان را ناديده انگاشت و پس از همه ضمانتها و امانى كه به حجر بن عدى داده بود ، او را به قتل رسانيد و عليرغم پيمان صلحى كه با امام حسن مجتبى عليه السّلام بسته بود طى توطئهاى جعده دختر اشعث بن قيس ، همسر آن حضرت را واداشت تا فرزندزاده پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را مسموم نمايد .
به اضافهء دهها عمل خلاف ديگر كه همگى مخالف صريح قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده و داغ ننگى بر پيشانى اين دوره از تاريخ است .
هامش
( 1 ) . وقعة الطف / حاشيه ص 211 و 212 شرح حال زياد بن سميه .