تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
در نتيجهء اين اقدامات هيچ نشانه‌اى از يك حكومت اسلامى در شام و عراق كه مهم‌ترين مراكز حكومت اسلام در آن زمان بودند باقى نماند چنان كه در دايره علم نيز فقه اسلام در نماز و روزه و حج و زكات و آنچه آن را جهاد مىناميدند منحصر گرديد در حالىكه دينداران بااخلاص ، به شدت از گسترش بدعت رنج مىبردند و در انتظار فرصتى بودند تا در آن فرصت بتوانند بدعت‌هايى را كه در زمان معاويه به نام اسلام ايجاد شده بود محو و نابود نمايند .

اوضاع سياسى عراق هنگام مرگ معاويه

چون زمان مرگ معاويه فرارسيد دو گروه كه در عراق صاحب نفوذ ، و مترصد فرصت بودند ، شرايط را مناسب يافتند : الف : دينداران مخلصى كه درد دين داشته ، نابودى سنت پيامبر ، غمگينشان ساخته و در پى پايان دادن به نظام پادشاهى و بازگرداندن حكومت اسلامى حداقل به وضعيتى چون زمان خلفاى پيشين بودند . ب : سياست‌بازان حرفه‌اى كه تشنه قدرت بوده و مقصودشان دست‌يابى به حكومت و سلطه بر شام و عراق بود . در چنين ايامى كه عراق در معرض حوادث مهمى بود اوضاع در شام متفاوت بود . در هنگام مرگ معاويه پسرش يزيد در روستاى حوارين « 1 » بود و « ضحاك بن قيس » والى شام با تلاش بسيار او را به دمشق بازگرداند تا هرچه سريعتر
هامش
( 1 ) . روستايى بين تدمر و دمشق .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 62 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى