و از كلمات آن حضرت درباره عزتنفس است :
« من كرمت عليه نفسه هانت عليه الدنيا » ؛
كسى كه ارزش خود را بداند دنيا برايش بىارزش مىشود « 1 » .
در تاريخ آمده است : در زمان خلافت وليد بن عبد الملك كسى از وابستگان حكومت ، مالى را از آن حضرت غصب كرده بود ، در ايام حج كه وليد به مكه آمده بود به ايشان گفته شد : كاش از وليد درخواست مىكرديد تا حق شما را بازگرداند ، حضرت در پاسخ ايشان اين كلام جاويد را در عالم عزتنفس بيان فرمودند : واى بر تو آيا در حرم خداوند عز و جل از غير او حاجت بخواهم ؟ من از اينكه دنيا را از خالق آن طلب كنم ابا مىكنم حال چگونه از مخلوقى چون خود دنيا را طلب كنم « 2 » .
در عزت او همين بس كه هرگز درهمى از راه نسبتش با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نخورد « 3 » .
زهد امام عليه السّلام
ايشان در زمان خود به زاهدترين مردم مشهور بودند تا جايى كه وقتى از زهرى سؤال شد : زاهدترين مردم كيست ؟ پاسخ داد : على بن الحسين « 4 » .
روزى مستمندى را در حال گريه ديد ، دلش براى او سوخت و گفت : اگر
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 78 / 135 .
( 2 ) . بحار الانوار 46 / 64 از علل الشرايع 1 / 270 چاپ بيروت .
( 3 ) . مجالس ثعلبى 2 / 462 و به نقل از آن در حياة الامام زين العابدين نوشته قرشى 1 / 81 و در مناقب آل ابى طالب 4 / 175 از نافع به جاى « درهما » كلمه « شيئا » آورده .
( 4 ) . بحار الانوار 46 / 62 نقل از علل الشرايع 1 / 270 چاپ بيروت .