كردهايم سخن مىگويد و هيچ صغيره و كبيرهاى را از قلم نيانداخته است ، خوارى خود را در پيشگاه خداوند ياد كن قاضى عادلى كه همسنگ دانهء خردل ستم بر كسى روانمىدارد و حتى همان دانهء خردل را در قيامت حاضر مىنمايد و خداوند [ به تنهايى در آن روز ] براى قضاوت ، محاسبه و شهادت بس است ، پس ببخش و از گناهان ما درگذر تا خداوند بر تو ببخشايد و از گناهانت درگذرد كه خود فرموده است :
وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ
و بايد عفو كنند و گذشت نمايند . مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد ؟ « 1 » .
آن حضرت اين كلمات را كه نشانگر انقطاع كامل وى به خداوند متعال است در حالى به آنان القا مىكرد كه خود ايستاده و اشك از چشمان مباركش جارى بود آنگاه اينگونه با خدا مناجات مىكرد :
« ربّ إنّك أمرتنا أن نعفو عمّن ظلمنا ، و قد عفونا عمّن ظلمنا كما أمرت فاعف عنّا فإنّك أولى بذلك منّا و من المأمورين ، و أمرتنا أن لا نردّ سائلا عن أبوابنا ، و قد أتيناك سؤّالا و مساكين ، و قد أنخنا بفنائك و ببابك نطلب نائلك و معروفك و عطاءك فامنن بذلك علينا ، و لا تخيّبنا فإنّك أولى بذلك منّا و من المأمورين ، إلهي كرمت فأكرمني ، إذ كنت من سؤّالك و جدت بالمعروف فأخلطني بأهل نوالك يا كريم . . . » ؛
خدايا به ما دستور دادى تا كسانى كه به ما ستم مىكنند ببخشيم ، ما نيز چنانكه دستور دادهاى از همهء آنان كه به ما ظلم كردهاند درگذشتيم پس تو نيز از ما درگذر كه تو حتما از ما كه تحت امرت هستيم به اين كار سزاوارترى ، خدايا به ما دستور دادهاى كه گدا را از در خانهء خود نرانيم و اينك ما بيچارگان گدايان در خانهات هستيم
هامش
( 1 ) . نور / 22 .