شخصيت ادبى امام حسين عليه السّلام
ترديدى نيست كه امام حسين عليه السّلام نيز از جنبهء شناخت و توان هنرى بيان ، نظير جدّ بزرگوار و پدر ارجمند و برادر والامقامش به شمار مىآمد .
دشمنانشان دربارهء آنان گفتهاند : « آنها اهل بيتىاند كه علم و دانش با خونشان آميخته شده است » « آنان از بنى هاشماند كه صخره را مىشكافند و دانش را از دريا برمىگيرند » . « 1 »
عمر سعد در روز عاشورا در تعريض و كنايهاى بر خطابهء امام حسين عليه السّلام مىگويد : « او ( امام حسين ) پسر پدرش على است اگر يك روز ديگر نيز چنين سخن بگويد ، سخنش پايانى ندارد و از سخن باز نمىماند » . « 2 »
مقاتل نويسان در مورد سخنان و خطابههاى ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام در كربلا و عاشورا گفتهاند : هرگز شنيده نشده قبل و بعد از حسين كسى با آن فصاحت و بلاغت سخن گفته باشد . « 3 »
با اينكه مدت امامت آن بزرگوار چندان طولانى نشد و فرصتى سياسى كه معمولا ساختار خطابههاى حضرت را به وجود آورد ، پيش نيامد به ويژه كه امام عليه السّلام به قرارداد صلح برادرش امام حسن عليه السّلام با معاويه ، همچنان پاىبندى نشان مىداد اما در عرصهء خطابه و ديگر امور ، روايات زيادى از آن حضرت رسيده است ، افزون بر اينكه وى در زمان پدر بزرگوارش على عليه السّلام در خطابههاى مشورتى و جنگ ، سهيم بوده و در جهت هدفى كه تصميم داشت آن را به همهء مردم برساند ، كليّهء مظاهر هنرى متناسب با آن را به كار برد .
هامش
( 1 ) . المجالس السنيه 21 / 28 ، 30 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .