و عقل و خردشان را محل اوامر و نواهى خود مقرر داشتى . تو هرگاه اراده كنى هركدام از رازهاى درونى آنها را كه بخواهى به جوش و خروش وامىدارى و آنچه را به آنان فهماندى بر زبانشان جارى مىسازى ، آن فهم و خردى كه تو را مىخواند و با حقايقى كه به آنها عطا فرمودى ، تو را مىخوانند و من نيز از آنچه به من آموختى پى بردم در آنچه به من نشان دادى و جايگاهم را تعيين نمودى بايد شكر و سپاست را بهجاى آورم .
6 . از آن حضرت دعايى نيز به نام « عشرات » منقول است .
7 . امام عليه السّلام آنگاه كه دست مبارك خود بر ركن يمانى مىنهاد و با خداى خويش نيايش مىكرد اين دعا را مىخواند :
« الهي انعمتني فلم تجدني شاكرا ، و أبليتني فلم تجدني صابرا ، و لا سلبت النعمة به ترك الشكر ، و لا أدمت الشدة به ترك الصبر الهي ما يكون من الكريم الا الكرم » ؛ « 1 »
خدايا ! به من نعمت دادى ولى مرا سپاسگزار آن نعمتها نيافتى ، و در بوتهء آزمون و امتحانم قرار دادى و مرا اهل بردبارى و شكيبايى نيافتى ، با اينكه سپاسگزاريت نكردم ، نعمتهايت را از من بازنگرفتى و با اينكه شكيبايى نكردم مرا در تنگنا قرار ندادى ، خدايا ! از كريم و بخشنده جز كرم و بخشش انتظار نيست .
8 . روايت شده روزى شريح وارد مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شد ، ديد حسين عليه السّلام در حال سجده صورت بر خاك مىسايد و عرضه مىدارد :
خدايا ! مولاى من ! آيا اعضاى بدنم را براى گرزهاى آهنين و اعضاى درونىام را براى نوشيدن حميم دوزخ آفريدى ؟ خدايا ! اگر مرا به جرم گناهانم بازخواست نمايى من
هامش
( 1 ) . احقاق الحق 11 / 595 .