خدايا ! هرچه در آثارت جستجو كنم از تو دور تر مىشوم ، به من توفيق انجام وظيفهاى ده كه مرا به تو برساند و نزديك سازد ، خدايا ! تو چه زمانى از نظرها نهان شدى كه نياز به دليل داشته باشى ؟ و كى از نظرها دور شدى تا آثارت ما را به تو نزديك كند ؟ كور باد چشمى كه تو را نظارهگر خود نبيند و زيان مىبرد آنكس كه نصيبى از محبت تو نبرد .
د - « الهي امرت بالرجوع إلى الآثار فارجعني إليك بكسوة الأنوار و هداية الاستبصار حتّى ارجع اليك منها كما دخلت اليك منها مصون السّر عن النظر اليها و مرفوع الهمّة عن الاعتماد عليها » ؛
خداى من ! دستور دادى بندگانت در پديدههاى جهان هستى دقت و بررسى نمايند ، اكنون مرا با انوار و بينايى به سوى خود فراخوان تا از آنها روگردان شده و به سوى تو متوجه شوم چنان كه نخستينبار از آن موجودات به وجود تو پى برده بودم و نيازى به نگريستن به سوى آنها نداشتم و همتم از اتكاى بر آن موجودات ناچيز فراتر بوده است .
ه - « منك اطلب الوصول إليك و بك استدل عليك فاهدني بنورك إليك و اقمني بصدق العبودية بين يديك » ؛
رسيدن به خودت را از تو مىطلبم و به وسيلهء خودت به وجودت استدلال و استناد مىكنم . خدايا ! به وسيلهء نور خود مرا به سوى خويش هدايت فرما و در پيشگاه خود بر صدق بندگى مقيم فرما .
و - « الهي علّمني من علمك المخزون و صنّي بسترك المصون . الهي حقّقني بحقائق اهل القرب . . . » ؛
خدايا ! مرا از گنجينهء علم و دانش خود بياموز و با صيانت خود محفوظم بدار ، تا حقايق اهل معرفت و مقرّبان را به من بنمايانى . . .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٩١