حرام شمردهاند ، و من از كسانى كه دين جدم را دستخوش تغيير و تبديل ساختهاند ، به رهبرى جامعه سزاوارترم .
در نامههايى كه توسط پيكهاى خود برايم فرستاده بوديد ، آمده بود كه شما با من بيعت كردهايد و مرا تسليم دشمن نخواهيد كرد و در برابر آنان مرا تنها نخواهيد گذاشت ، اگر واقعا به عهد و پيمان خويش باقى هستيد ، در حقيقت ، به سعادت ارزش انسانى خود دست يافتهايد ، زيرا من حسين فرزند على و فاطمه دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستم كه وجودم با وجود شما درآميخته و خانوادههاى شما در حكم خانوادهء من هستند و شما بايد من را الگوى خويش قرار دهيد . « 1 »
امام عليه السّلام در خطابهاى ديگر با تشريح مقاصد شوم و خيانتكارانهء دشمن و پافشارى آنان بر جنگ با آن حضرت و اطاعت از يزيد فاسق ، چنين فرمود :
روى شما سياه باد اى بردگان امت ! اى تهماندگان احزاب فاسد ، كه قرآن را پشت سر انداخته و از بينى شيطان افتادهايد و در جمع جنايتكاران و تحريفكنندگان كتاب الهى درآمده و خاموشكنندگان سنت الهى هستيد . فرزندان پيامبر را از دم تيغ مىگذرانيد و نسل اوصيا را از ميان برمىداريد ، شما از آن دسته مردميد ، كه زنازادگان را به نسب خود ملحق مىكنيد و مؤمنان را در اذيت و آزار قرار مىدهيد . و فرياد پيشوايان استهزاگرى هستيد كه قرآن را به استهزاء و تمسخر گرفتند و چه اعمال ناپسندى براى خويش پيش فرستادند و در عذاب الهى ، جاوداناند . . .
سپس فرمودند :
« الا و ان الدعي ابن الدعي قدّ ركز بين اثنتين بين السلّة و الذلة ، و هيهات منا الذّلة ! يا بى اللّه لنا ذلك و رسوله و المؤمنون ، و جدود طابت و حجور طهرت
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 4 / 304 ، الكامل فى التاريخ 3 / 280 .