تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
طرح و نقشهء توطئه‌اى برآمد كه اين نقشهء شوم پيامدهاى ناگوارى را براى مسلمانان به ارمغان آورد . او با اين كار در حقيقت دلّالى معامله‌اى را انجام مىداد كه خود مالك آن نبود ، مغيره با زمزمه‌اى آرام در گوش يزيد ، وى را به جانشينى پدرش اميدوار و آن را برايش سهل جلوه داد و براى هموار كردن راه رسيدن به آن هدف ، به او وعدهء همكارى داد ، معاويه نيز با خود انديشيد كه شايد امكان اجراى چنين نقشهء شيطانى از ناحيهء مغيره وجود داشته باشد « 1 » از اين‌رو ، با فريبكارى از او پرسيد : در اين راه چه كسى با من همكارى مىكند ؟ مغيرة پاسخ داد : خودم از مردم كوفه و زياد نيز از اهالى بصره برايت بيعت خواهيم گرفت و پس از بيعت مردم اين دو شهر ، حتى يك تن با تو مخالفت نخواهد كرد . بدين ترتيب ، مغيره در معامله‌اى دراز مدّت به سود و بهره‌اى زود هنگام دست يافت و با تمام قدرت به كوفه بازگشت تا در اجراى اين طرح تلاش كند ( و پس از انجام مأموريت ) چنين اظهار داشت : پاى معاويه را در جايگاهى قرار دادم كه در طولانى مدت بر سر امّت محمد ، قرار گيرد « 2 » . ولى زياد بن ابيه ، اين طرح و نقشهء پليد را پذيرا نشد ، شايد سبب آن فرومايگى و صفات پستى بود كه در شخصيت يزيد سراغ داشت كه او با دارا بودن چنين صفاتى از شايستگى زمامدارى مسلمانان برخوردار نبود به‌هرحال ، اين طرح و نقشه آز و طمع برخى عناصر ديگرى از بنى اميه را نيز برانگيخت و هريك از مروان حكم و سعيد بن عثمان بن عفان براى تصدّى اين امر گردن فرازى كردند « 3 » .
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ 3 / 249 ، تاريخ يعقوبى 2 / 195 ، الامامة و السياسة 2 / 162 . ( 2 ) . الكامل فى التاريخ 3 / 249 . ( 3 ) . وفيات الاعيان 5 / 389 ، الامامة و السياسة 1 / 182 ، تاريخ يعقوبى 2 / 196 .