تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و خواهران ازدواج مىكرد و شراب مىنوشيد و نماز را ترك مىكرد . به خدا سوگند ! اگر كسى همراه من نبود ، براى رضاى خدا آن‌چه را با خود داشتم آشكار مىساختم « 1 » . اعضاى آن هيئت اظهار داشتند : از نزد مردى بىدين مىآييم كه شراب مىنوشيد و چنگ مىنواخت و با سگ‌ها بازى مىكرد « 2 » . از منذر بن زبير نقل شده كه در وصف يزيد گفت : به خدا سوگند ! وى شراب مىنوشيد . به خدا سوگند ! به گونه‌اى مست مىشد كه نماز را ترك مىكرد « 3 » . ابو عمر بن حفص با اين سخن وى را توصيف مىكند و مىگويد : به خدا سوگند ! با چشم خود ديدم يزيد به گونه‌اى مست است كه نماز را ترك مىكند . . . « 4 » . كفر يزيد از اشعار ذيل كه در وصف شراب گفته به خوبى پيدا است : خورشيد مى كه برجش قعر خم است ، مشرقش ساقى و مغربش دهان من است ، هرگاه از درون خم به پياله ريزد ، نظير مردمى كه در حطيم و زمزم به جنبش در آيند ، جلوه‌گر مىشود . اگر روزى خوردن مى در دين احمد حرام گرديد ، آن را بر مسلك و آيين مسيح فرزند مريم ، بنوش . « 5 » مسعودى دربارهء او مىگويد يزيد تار و چنگ مىنواخت و از باز شكارى و سگ و بوزينه و يوز ، نگاهدارى مىكرد و همواره شراب مىنوشيد . پس از
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر 7 / 372 ، تاريخ الخلفاء سيوطى / 81 . ( 2 ) . تاريخ ابن عساكر 7 / 372 ، تاريخ الخلفاء سيوطى / 81 . ( 3 ) . البداية و النهاية 8 / 216 ، كامل ابن اثير 4 / 45 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . تتمة المنتهى 43 .شميسة كرم برجها فعر دنّها * و مشرقها الساقي و مغربها فمى اذا انزلت من دنّها في زجاجة * حكت نفرا بين الحطيم و زمزم فان حرمت يوما على دين احمد * فحذها على دين المسيح بن مريم