تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
رحم و دلسوزى و عدالت ، به سرشت پليد و اخلاق پست وى راه نمىيافت . دست به كشتار مردم مىزد ، به آزار و شكنجهء آنان مىپرداخت و از اين كار احساس لذّت و سرمستى مىكرد و نظاره‌گر رنج و عذاب ديگران و كانون زشت‌ترين صفات ناپسند بود . همدمان وى را زنان و مردانى از فرومايه‌ترين اقشار جامعه تشكيل مىدادند كه خود ، بهترين دليل بر اين قضيه است « 1 » . يزيد ، نزد دايىهاى باديه‌نشين خود از قبيلهء كلاب كه قبل از ظهور اسلام ، پيرو آيين مسيح بودند ، نشو و نما كرد و افسار گسيخته در كنار فرزندان هرزه و نابكار آنان بسر مىبرد و در حدّ زيادى تحت تأثير اخلاق و رفتار آن‌ها قرار گرفت ، همراه با آنان شراب مىنوشيد و به سگ‌بازى مىپرداخت .

دلباختهء شكار

يكى از صفات بارز يزيد ، علاقه و اشتياق زياد وى به شكار بوده كه اغلب اوقاتش را در آن سپرى مىكرده است . بنا به نقل تاريخ‌نگاران : يزيد بن معاويه دلداده و عاشق شكار بود و خود را به آن سرگرم مىساخت . بر گردن سگ‌هاى شكارى حلقه‌اى زرّين مىآويخت و پارچه‌هاى زربفتى بر آن‌ها مىپوشاند و براى هريك از سگ‌هايش برده‌اى گمارده بود تا امور مربوط به آن را انجام دهد « 2 » .

شيفتهء بوزينه

تاريخ‌نگاران اتفاق‌نظر دارند كه يزيد ، عاشق و شيفته ميمون بوده و خود
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسين 2 / 181 - 182 . ( 2 ) . به الفخرى از ابن طقطقى / 45 ، تاريخ يعقوبى 2 / 230 ، تاريخ طبرى 4 / 368 ، البداية و النهاية 8 / 236 - 239 مراجعه شود .