داراى بوزينهاى ويژه بود كه آن را در كنار خويش نگاه مىداشت و ابو قيس كنيهاش داده بود ، باقيماندهء ظرف شراب خود را بدان مىنوشاند و مىگفت :
اين بوزينه ، پيرمردى از بنى اسرائيل بوده كه در اثر گناه به اين روز افتاده است .
وى بوزينه را بر مادهگورخرى سوار مىكرد و در ميدان اسبدوانى به مسابقه مىفرستاد . روزى همين عمل را انجام داد و بوزينه از ديگر اسبان جلو افتاد و يزيد بسيار شادمان گشت و اين اشعار را سرود :
اى ابو قيس ! اضافهء لگام را محكم بگير كه اگر بر زمين افتى ، مركب ضمانتى ندارد . تو با مركب امير المؤمنين از اسبان همه ، گوى سبقت ربودى . « 1 »
روزى آن را به مسابقهء اسبدوانى فرستاد ، باد او را بر زمين افكند و مرد ، يزيد در مرگ او فوقالعاده اندوهگين شد ، دستور داد او را كفن كنند و به خاك بسپارند و به مردم شام فرمان داد براى عرض تسليت به مناسبت مرگ دردناك بوزينهاش نزد او بشتابند و خود در عزاى ميمونش اين اشعار را خواند : « 2 »
چه بسيار انسانهاى شرافتمند و صاحب قدرتى كه براى عرض تسليت در مرگ ابو قيس نزد ما شتافتند . ابو قيس بزرگ قبيلهء بوزينگان و از همه تندروتر و زيباتر و در سر و گردن و رياست ، سرآمد امثال خود بود . اى ابو قيس ! خداوند قبرى را كه تو در آن اقامت دارى و زيبايى و ريشه بزغاله در آن وجود دارد ، از رحمتش دور نگرداند . « 3 »
هامش
( 1 ) .تمسّك ابا قيس بفضل زمامها * فليس عليها ان سقطت ضمان
فقد سبقت خيل الجماعة كلّها * و خيل امير المؤمنين أتان( 2 ) . حياة الامام الحسين 2 / 182 به نقل از جواهر المكاسب / 143 .
( 3 ) .كم من كرام و قوم ذو و محافظة * جاء لنا ليعزّوا في أبي قيس
شيخ العشيرة امضاها و اجملها * على الرؤوس و في الّا عناق و الريس
لا يبعد اللّه قبرا أنت ساكنه * فيه جمال و فيه لحية التيس