تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
را حرام كرده ، هرگز ننوشيده‌ام « 1 » . در روايات متعددى سخن از رباخوارى معاويه به ميان آمده است ، از جمله : معاويه ظرفى از طلا و يا ورق طلايى را به بيشتر از وزن آن فروخت . ابودرداء به او گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه از فروختن چند چيز نهى فرمود مگر اين‌كه مثل به مثل باشند . معاويه گفت : من در آن اشكالى نمىبينم . ابودرداء به او گفت : چه كسى مرا از معاويه معذور مىدارد ؟ شگفتا ! من سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد وى مىآورم ولى او نظر خودش را به من مىگويد ! من و تو هرگز در يك سرزمين گرد نياييم . سپس ابودرداء بر عمر بن خطاب وارد شد و ماجرا را به اطلاع وى رساند و عمر به معاويه نوشت : چنين چيزى را جز مثل به مثل و يا به هم‌وزن آن مفروش « 2 » . ملحق كردن زياد بن عبيد رومى به نسب خود بدون حجّت شرعى و اكتفا به گواهى ابو مريم خمّار كه خود نيز از نسب صحيح شرعى برخوردار نبود ، از جمله مواردى است كه معاويه ارزش‌هاى اسلامى را به باد اهانت مىگرفت و با اين كار با سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : « الولد للفراش و للعاهر الحجر » « 3 » ؛ فرزند از آن صاحب بستر ( شوهر ) است و زناكار بايد سنگسار شود ، به مخالفت برخاست .

5 . كينه‌توزى و دشمنى آشكار با پيامبر و اهل بيت عليهم السّلام

معاويه نسبت به نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله كينه مىورزيد ، او در دوران خلافتش در
هامش
( 1 ) . مسند احمد حنبل 5 / 347 . ( 2 ) . سنن نسايى 7 / 279 . ( 3 ) . ماجراى ملحق كردن زياد و علل و اسباب و آثار آن را در كتاب « حياة الامام الحسن بن على » 2 / 174 - 190 بيابيد .