بخشيد و ناسزا و لعن آن بزرگوار را در مجالس عمومى و خصوصى خود ، علنى ساخت و با اشاره به كليه كارگزاران و فرماندارانش ، از آنان خواست ناسزاگويى به آن حضرت را ميان مردم منتشر ساخته و گسترش بخشند . بدين ترتيب ، ناسزا گفتن به امير مؤمنان عليه السّلام به سراسر جهان اسلام سرايت كرد و معاويه در جمع مردم شام سخن گفت و اظهار داشت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : تو پس از من به خلافت خواهى رسيد . بنابراين ، سرزمين مقدس - يعنى شام - را كه در آن انسانهاى برجستهاى وجود دارد براى خود برگزين و اينك من شما مردم را برگزيدم ، شما نيز ابو تراب را لعن كنيد . « 1 »
6 . خشونت با شيعيان
شيعيان در عصر معاويه رسما مورد ستم و بيداد قرار گرفتند و به شديدترين نوع قلعوقمع و رفتار خشونتبار ، با آنان برخورد شد . امام محمّد باقر عليه السّلام تهديدى را كه امويان بر پيروانشان روا مىداشتند چنين به وصف مىكشد : در هر منطقهاى پيروان ما به قتل مىرسيدند دست و پاهاى آنان را به صرف شك و ترديد در دوستى و محبّت ما مىبريدند ، هركس از او به دوستى و محبّت ما ياد مىشد به زندان مىافتاد ، يا اموالش چپاول مىشد و يا خانهاش تخريب مىگشت . « 2 »
معاويه كوشيد تا شخصيتهاى انديشمند و آگاه شيعه را از ميان بردارد و عده زيادى از آنان نظير حجر بن عدى ، رشيد حجرى ، عمرو بن حمق و أوفى بن حصن را پاى چوبهء دار روانه ساخت . وى به آزار و شكنجهء بزرگان شيعه اكتفا نكرد ، بلكه جور و ستم خويش را متوجه زنان مسلمان نيز نمود و عدهاى
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسين 2 / 160 ، شرح نهج البلاغه 3 / 361 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه 3 / 15 ، طبقات كبرى 5 / 95 .