و دشمنى داشته باشد ، دشمنم .
انس بن مالك مىگويد : روزى امام حسن عليه السّلام ، بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله وارد شد ، خواستم او را از پيامبر دور كنم ، حضرت فرمود :
« و يحك يا انس ! دع ابني و ثمرة فؤادي ، فانّ من آذى هذا آذاني و من آذاني فقد آذى اللّه » ؛ « 1 »
واى بر تو انس ! فرزند دلبندم را به حال خود رها كن هركس او را بيازارد مرا آزرده و آنكه مرا بيازارد ، خدا را آزرده است .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله همواره دهان امام حسن و گلوى امام حسين عليهما السّلام را غرق بوسه مىساخت ، گويى حضرت با اين كار مىخواست اذهان مردم را به ماجراى مهمّى كه به شهادت آن دو بزرگوار ارتباط داشت ، متوجه گرداند و مراتب مهر و محبّت متقابلى را كه با يكديگر داشتند ، ابراز دارد و آنها را مورد تأييد قرار دهد .
امام حسن عليه السّلام محبوبترين مردم نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بهشمار مىآمد ، بلكه عشق و علاقهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله به امام حسن و برادرش حسين عليه السّلام به پايهاى بود كه حضرت سخنرانى خود را قطع مىكرد و از منبر فرود مىآمد و آن دو بزرگوار را در آغوش مىگرفت . همگان مىدانستند كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله در موضعگيرىهاى خويش ، هيچگاه تابع خواستهها و عواطف و احساسات شخصى نيست ، بلكه بر اين بود كه مسلمانان را به عظمت و مقام و جايگاه برجستهء اين دو امام همام ، آگاه سازد .
آنچه يادآورى شد بيانگر راز احاديث و روايات فراوانى است كه در
هامش
( 1 ) . اهل بيت ، از توفيق ابو علم 274 ، سنن ابن ماجه 1 / 51 .