شبيه و محبوب دل رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، سلالهء هدايت ، همپيمان تقواپيشگان ، چهارمين اختر اصحاب كساء فرزند بانوى بانوان ، حسن بن على بن ابى طالب رضى الله عنهما است .
ب - ابن عبد البرّ دربارهء او گفته است : كدام فرد را مىتوان والاتر از كسى دانست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله او را سرور و سالار ناميده است . رضوان و رحمت خدا بر او ( امام مجتبى ) باد كه انسانى بردبار ، پروا پيشه و انديشمند بود . ورع و تقوا و فضل و دانشش ، او را به رها ساختن خلافت و دنيا واداشت تا به اجر و پاداش الهى دست يابد و خود فرمود : از آن زمان كه به سود و زيان خود پى بردم ، علاقهمند نبودم رهبرى امت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را به گونهاى كه حتى قطرهء خونى بر زمين بريزد ، به دست گيرم . « 1 »
و - حافظ ابن كثير دمشقى دربارهاش گفته : ابو بكر و عمر از او تجليل به عمل آورده و به عظمت ياد مىكردند و به وى ارج و احترام قائل بوده و او را دوست مىداشتند و همواره به او مىگفتند : فدايت گرديم . و ابن عباس هنگام سوار شدن امام حسن و امام حسين بر مركب ، ركاب آن دو بزرگوار را مىگرفت و آن را براى خود نوعى نعمت تلقى مىكرد و هرگاه آن دو طواف خانهء خدا انجام مىدادند مردم براى ابلاغ سلام و درود خود به آن بزرگواران پيرامون آنها به نحوى ازدحام مىكردند كه گويى مىخواستند ديوارهاى كعبه را درهم بشكنند .
د - حافظ ابن عساكر شافعى در مورد امام مجتبى عليه السّلام گفته است : آن
هامش
( 1 ) . استيعاب 1 / 385 ، چاپ مصر 1380 ، اگر سلطنت و حكومت براى بهپادارى احكام الهى در زمين باشد ، رها كردن آن را زهد و ورع نمىتوان دانست ، اينكه امام حسن ( ع ) از خلافت و حكومت گذشت ، چون مسئوليت شرعى امام در آن شرايط چنين اقتضايى داشت .