را در كودكى روى زانوى خود مىنشاند و مىفرمود :
« هذا منّي و حسين من عليّ رضي الله عنهما » ؛ « 1 »
حسن از من است و حسين از على
ه - عبد الله بن عمر در پاسخ به پرسش مردم عراق گفت : شگفتا ! عراقيان مىپرسند اگر شخصى در حال احرام مگسى بكشد چه حكمى دارد ؟ در صورتى كه هماينان فرزند دخت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله ( امام حسين ) را به شهادت رساندند با آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرموده بود :
« هما ريحانتاى من الدنيا ؛ « 2 » ( يا ) ريحانتاى من هذه الامة » « 3 » ؛ اين دو ( حسن و حسين عليهما السّلام ) دو گل خشبوى من از [ اين ] دنيايند يا [ اينكه فرمود : ] دو گل خشبوى من از اين امت هستند .
و - ابو هريره همواره مىگفت : هرگاه امام حسن عليه السّلام را ديدم اشكم جارى شد ، زيرا با چشم خود ديدم رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله دهانش را بر دهان حسن قرار مىداد و سه بار مىفرمود :
« اللهمّ إنّي احبّه فأحبّه و أحبّ من يحبّه » ؛ « 4 »
خدايا ! من او ( حسن ) را دوست دارم تو نيز او و دوستدارانش را دوست بدار .
ابو هريره مىافزايد : از آن زمان كه ديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با حسن چنين رفتارى كرد ، همواره به دو علاقهمندم . « 5 »
ز - وقتى مروان حكم سرسختترين دشمنان امام حسين عليه السّلام در تشييع پيكر پاك امام مجتبى عليه السّلام و حمل جنازهاش شركت جست امام حسين عليه السّلام با شگفتى به او فرمود : « تو كه دلش را خون كردى چگونه جنازهاش را حمل مىكنى ؟ » در پاسخ گفت : آن كارها را در حق كسى روا داشتم كه صبر و
هامش
( 1 ) . مسند احمد 4 / 132 ، چاپ مصر 1313 ه
( 2 ) . صحيح بخارى 2 / 188 .
( 3 ) . سنن ترمذى 539 .
( 4 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن عساكر 7 / 10 ، چاپ دار الفكر 1405 ه .
( 5 ) . نور الابصار 171 .