گفتند : امير المؤمنين بهتر مىداند .
معاويه دست حسن بن على عليه السّلام را گرفت و گفت : وى ، از همه برتر است چرا كه پدرش على ابن ابى طالب ، مادرش فاطمه دخت پيامبر ، پدربزرگ و جدش رسول خدا ، مادربزرگش خديجه ، عمويش جعفر ، عمهاش دختر ابو طالب ، دايىاش قاسم بن محمد و خالهاش زينب دختر نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله است . « 1 »
ج - معاويه جاى ديگر نيز در برابر عمرو عاص و مروان حكم و زياد بن ابيه كه به نياى خود فخر و مباهات فراوان مىكردند ، به اين واقعيت اعتراف كرد و براى اينكه بينى آنها را به خاك بمالد ، امام حسن بن على را حاضر كرد و امام عليه السّلام بر سخنان نارواى آنها در مورد بنى هاشم خط بطلان كشيد . وقتى از مجلس بيرون رفت ، معاويه گفت : مگر مىسزد بر كسى كه جدش رسول خدا ، سرور اولين و آخرين و مادرش فاطمه بانوى بانوان جهانيان است ، فخر و مباهات كنم ؟ و سپس به حاضران گفت : به خدا سوگند ! اگر مردم شام از اين ماجرا آگاه شوند ، روزگارمان سياه است . . . « 2 »
د - روزى مقدام بر معاويه وارد شد ، معاويه به دو گفت : خبر دارى حسن بن على از دنيا رفته ؟
مقدام با شنيدن اين جمله ، كلمه استرجاع ( إنّا للّه و إنّا إليه راجعون . . . ) بر زبان آورد .
معاويه پرسيد : آيا تو فقدان حسن بن على را مصيبت مىدانى ؟
مقدام در پاسخ گفت : چرا مصيبت ندانم در صورتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله او
هامش
( 1 ) . عقد الفريد 3 / 283 .
( 2 ) . المحاسن و الاضداد 90 ، چاپ مصر 1324 ه .