آزار و اذيّت و پيگرد قرار داده بود ، از او درخواست نمود دست از او بردارد .
زياد در پاسخ نامهء امام حسن عليه السّلام نامهاى به اين مضمون به آن حضرت نوشت :
« از زياد بن ابى سفيان به حسن بن فاطمه ، اما بعد ؛ نامهات بدستم رسيد ، در آن نامه قبل از من خود را ستوده بودى ، در صورتى كه من حاكم و فرمانروا هستم و تو دست نياز به سمت من آوردهاى » « 1 »
پرواضح است كه مضمون اين نامهء زياد ، حاكى از احساس بيمارگونهء عقدهء حقارت و كمبود شخصيت وى بوده است ، او خود را به ابو سفيان و امام حسن عليه السّلام را به فاطمهء زهرا عليها السّلام نسبت مىدهد . ولى امام مجتبى عليه السّلام در دو سطر به گونهاى به وى پاسخ مىدهد كه به كلى شخصيت او را متلاشى مىكند ، حضرت به دو مرقوم فرمود :
« من الحسن بن فاطمة الى زياد بن سميّة ، اما بعد ، فإنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله قال : الولد للفراش و للعاهر الحجر » ؛ « 2 »
از حسن پسر فاطمه به زياد پسر سميّه ، اما بعد ؛ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : فرزند ، از آن صاحب پسر ( شوهر ) است و زناكار بايد سنگسار شود .
شعر و ادب
1 . امام حسن مجتبى عليه السّلام پيرامون يادآورى مرگ ، فرمود :
قل للمقيم به غير دار إقامة * حان الرحيل فودّع الأحبّة
إنّ الذين لقيتهم و صحبتهم * صاروا جميعا في القبور تربة
يعنى : به آنان كه در اين سراى ناپايدار اقامت گزيدهاند بگو : زمان كوچ
هامش
( 1 ) . جمهرة الرسائل 2 / 3 .
( 2 ) . همان 37 .