3 . « علّم الناس و تعلّم علم غيرك فتكون قد أتقنت علمك و علمت ما لم تعلم » « 1 » ؛
به مردم دانش بياموز و از دانش ديگران بهره بگير ، با اين كار پايههاى دانش خود را تحكيم نموده و آنچه را نيز نمىدانى فراگرفتهاى .
4 . « قطع العلم عذر المتعلّمين » « 2 » ،
دانش ، عذر دانشپژوهان را از ميان برداشته است .
5 . « اليقين معاذ للسلامة » « 3 » ؛ يقين ، پناه سلامت است .
6 . « أوصيكم بتقوى اللّه و ادامة التفكّر ، فانّ التفكّر أبو كل خير و أمّه » ؛ « 4 »
شما را به پيروى از خدا و انديشهء مستمر سفارش مىكنم ، زيرا انديشه ، ريشهء هر كار نيك و پسنديده بهشمار مىآيد .
ب ) عقل و خرد پايه و اساس علم و دانش است ، از همين رهگذر امام عليه السّلام با بيان لوازم و آثار علمى آن و درجهء اهميّت و نقش خرد در كمال آدمى ، آن را به تصوير كشيده و چنين مىفرمايد :
1 . « العقل حفظ القلب كلّ ما استرعيته » « 5 » ؛ عقل و خرد نگاهبان رازهاى دل است .
2 . « لا أدب لمن لا عقل له ، و لا مودّة لمن لا همّة له ، و لا حياء لمن لا دين له ، و رأس العقل معاشرة الناس بالجميل ، و بالعقل تدرك سعادة الدارين ، و من حرم العقل حرمهما جميعا » ؛
آنكس كه از عقل و خرد برخوردار نيست فاقد ادب و فرهنگ است و كسى كه همّت و اراده ندارد از ارزش دوستى و محبّت برخوردار نيست ، كسى كه شرم و حيا ندارد ، دين ندارد .
برترين درجهء خردمندى رفتار نيك با مردم است ، به وسيلهء عقل و خرد ، خوشبختى دنيا و آخرت بهدست مىآيد ، آنكس كه از خرد محروم باشد ، از خوشبختى دنيا و آخرت نيز
هامش
( 1 ) . الأئمة الاثنى عشر 37 .
( 2 ) . تحف العقول ، ص 236 .
( 3 ) . همانجا .
( 4 ) . حياة الامام الحسن 1 / 343 - 346 .
( 5 ) . همان 1 / 357 .