تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
اى عدى ! من از آن‌جا كه ديدم بيشتر مردم تمايل به صلح دارند و از جنگ گريزانند ، نخواستم آنان را به كارى كه از آن ناخرسندند وادارم . از اين‌رو ، به مصلحت ديدم اين جنگ‌ها در وقت مناسبى انجام پذيريد ، زيرا خداوند هر روز در شأن و كارى است » . « 1 »

د - مسيّب بن نجبة و سليمان بن صرد

اين دو بزرگوار به دوستى و محبت و ارادت به اهل بيت عليهم السّلام معروف بودند و از انجام صلح رنجيده شده و با حزن و اندوه خدمت امام عليه السّلام رسيدند و عرضه داشتند : « شگفتى ما از كارى كه شما انجام دادى پايان ندارد ! با اين‌كه چهل هزار جنگجو تنها از كوفه ، غير از مردم بصره و حجاز در ركاب تو حاضر بودند ، با معاويه از در صلح و آشتى درآمدى » امام عليه السّلام به مسيّب فرمود : « ما ترى ؛ نظرت چيست ؟ » مسيّب عرض كرد : نظر من اين است كه شما به حالت قبل از جنگ بازگردى ، زيرا معاويه پيمان‌شكنى كرده است . امام عليه السّلام در پاسخ وى فرمود : بر حيله و نيرنگ خيرى مترتّب نيست ، اگر خواسته بودم اين كار را انجام مىدادم « 2 » . . . در روايت ديگرى آمده است كه امام عليه السّلام در پاسخ وى فرمود : مسيّب ! اگر من با كارى كه انجام دادم در پى دنيا بودم ، هرگز معاويه در جنگ و نبرد ، از من پايدارتر و شكيباتر نبود ، ولى من صلاح شما را در نظر گرفتم ، تا به جان يكديگر نيفتيد . « 3 »
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 2 / 274 . ( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب 4 / 35 چاپ قم . ( 3 ) . حياة الامام الحسن 2 / 277 .