تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣

به سوى مدينه

امام حسن عليه السّلام پس از چند روز اقامت در كوفه تصميم گرفت عراق را به قصد مدينهء جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ترك گويد و يارانش را از تصميم و قصد خود آگاه ساخت . وقتى اين خبر همه‌جا پيچيد ، مسيّب بن نجبه فزارى و ظبيان بن عماره تميمى براى خداحافظى حضور آن بزرگوار شرفياب شدند . امام رو به آنان كرد و فرمود : سپاس خدايى را كه فرمانش چيره است ، اگر همهء مردم بخواهند قضاى او را دگرگون سازند ، بر اين كار قادر نخواهند بود . . . به خدا سوگند ! با تمام توان مىكوشند تا دوستى ما را به خود جلب كنند . مسيّب و ظبيان از امام عليه السّلام درخواست كردند در كوفه بماند ، حضرت درخواست آنان را پذيرا نشده و فرمود : راهى براى اين كار وجود ندارد . « 1 » آن‌گاه كه امام عليه السّلام به اتفاق خانواده‌اش رهسپار مدينهء جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بود ، كليهء اقشار مردم ، گروهى گريه‌كنان و دسته‌اى با تأسف ، در مراسم توديع و خداحافظى آن بزرگوار حضور يافتند . « 2 » كاروان امام عليه السّلام به حركت درآمد ولى هنوز از كوفه فاصله نگرفته بود كه فرستادهء معاويه به آن حضرت رسيد تا او را به كوفه بازگرداند و با گروهى از خوارج كه بر او شوريده بودند بجنگند ، امام عليه السّلام از بازگشت امتناع ورزيد و به معاويه نوشت : اگر ترجيح مىدادم با مسلمانى بستيزم ، از تو شروع مىكردم اين‌كه مىبينى دست از تو برداشته‌ام به جهت مصلحت مسلمانان و جلوگيرى از ريختن خون آنان است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 20 / 285 - 286 . ( 2 ) . تحفة الأنام فاخورى 67 . ( 3 ) . حياة الامام الحسن 2 / 287 .