مبحث سوم ( پس از صلح تا شهادت )
گردهمايى كوفه
پس از امضاى قرارداد صلح بين امام حسن عليه السّلام و معاويه جهت گرد آمدن در يك مكان ، با يكديگر به توافق رسيدند تا اين ديدار اجراى عملى صلح به شمار آيد و هريك در مقابل جمعى از مردم با سپردن تعهدات خود به طرف مقابل و لزوم پاىبندى و عمل به آن آشنا گردند . براى اين كار كوفه را برگزيده و آهنگ آن ديار نمودند و سيلى از مردم كه بيشتر حاضران را سربازان طرفين تشكيل مىدادند ، با ترك اردوگاههاى خود براى حضور در روز تاريخى نحسى كه بر تارك كوفه ثبت شد ، با ميل يا بىميلى ، گردهم آمدند .
مردم به سمت مسجد جامع شهر فراخوانده شدند ، تا به سخنان دو تن از خطيبان امضاءكنندهء قرارداد صلح ، گوش فرا دهند . بديهى بود كه معاويه بر امام حسن عليه السّلام پيشى گيرد و بر منبر بالا رود و چنين نيز كرد و بر فراز منبر نشست « 1 » و در جمع مردم خطابهاى طولانى بيان كرد كه منابع تاريخى تنها به ذكر فقرات مهمى از آن پرداختهاند ، از جمله : « اما بعد ، مردم ! پيروان هر پيامبرى كه پس از او به اختلاف افتادند ، سرانجام ، باطلگرايان بر اهل حقشان چيره گشت » راوى مىگويد : معاويه پس از اين سخن پى برد كه به زيان خويش سخن گفته از اين رو ، بىدرنگ گفت : « مگر اين امت كه اهل حق آن بر باطل گرايانش پيروز شدند » و نيز افزود :
هامش
( 1 ) . جابر بن سمره مىگويد : هيچگاه نديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله غير ايستاده سخنى بگويد ، هركس به تو گفت پيامبر نشسته سخن مىگفته ، به آن حضرت دروغ بسته است » اين روايت را جزايرى در آيات الأحكام : 75 نقل كرده است ، ظاهرا معاويه نخستين كسى است كه نشسته خطبه خواند » .