شمار مىآمد ، زيرا نتايج آن قيام توسط امام حسن عليه السّلام به پختگى و كمال مطلوب خود رسيد و مقدماتش توسط آن بزرگوار فراهم آمد .
مردم پس از حادثهء ساباط و كربلا با دقت در رخدادها ، بنى اميه را در آن پايه از عصبيتى جاهلى و پليدى يافتند كه نه تنها تمام عصبيّتهاى خشن و فرومايه و ستم پيشه بدانها نمىرسند ، بلكه خطر آنها براى اسلام و مسلمانان به مراتب كمتر از خطر بنى اميه بهشمار مىآمد . « 1 »
خلاصهء بحث بيان گذارى علل و اسباب صلح
1 . ياران امام عليه السّلام در اثر دسيسههاى معاويه ، به ضعف و سستى كشيده شدند و دست از يارى حضرت برداشته و از فرمان آن بزرگوار سرپيچى نمودند . در چنين وضعيّتى نه تنها پايدارى و مقاومت سودى نمىبخشيد بلكه در برابر حمله و نيرنگ معاويه ، نابودى و شكست خط مكتب اهل بيت حتمى بود و امام عليه السّلام مىبايست با حفاظت از اين خط ، آن را در جامعهاى كه حيله و نيرنگ معاويه به آن سايه افكنده بود به رشد و كمال سوق دهد .
2 . شكست سپاهيان امام عليه السّلام شهادت آن بزرگوار و خاندان و ياران با وفاى وى را به دنبال داشت و يا به اسارت درآمده و در زندانهاى معاويه باقى مىماندند و يا با آنكه در موضع ضعف قرار داشتند ، آنان را آزاد و در قبال آزادى ، بر آنها منّت مىنهادند كه همهء اين نتايج ناپسند بهشمار مىآمد .
اگر بر شهادت ، اثرى شرعى زود يا دير مترتب نباشد نمىتوان براى آن
هامش
( 1 ) . به مقدمهء صلح امام حسن از شيخ راضى آل ياسين مراجعه شود .