گسترش دهد . « 1 »
تودهء مردم از اين ماجرا آگاهى نداشتند زيرا قانون متداول و رايج در اسلام يعنى اسلام گذشته را مىبخشايد - بر كارهاى نفرتانگيز « بنى اميه » سرپوش نهاده بود به ويژه پس از آنكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله بنى اميه را مورد عفو قرار داد و به تأليف قلوبشان پرداخت ، خلفاء ، اينان را به خود نزديك ساختند و در شهرها به فرمانروايى بر مردم برگزيدند و اختياراتى بدانها بخشيدند كه به ديگر فرمانروايان خويش نداده بودند . بدينترتيب ، مدت بيست سال بىآن كه از كارهاى زشت خود دست برداشته و يا كسى آنان را از اين قبيل كارها باز دارد ، سلطهء خود را بر شام گسترش بخشيدند .
خليفهء دوم در مورد برخى فرمانروايان خود مراقبت زيادى معمول مىداشت و بعضى را دقيقا مورد حساب قرار نمىداد و در اين راستا هيچگاه مانعى بر سر راه خود نمىديد . وقتى با خبر شد خالد بن وليد فرمانرواى وى بر « قنسرين » ده هزار درهم به اشعث بخشيده دستور دستگيرى وى را صادر كرد « و « بلال حبشى » دستان خالد را با عمامهاش محكم بست و در مسجد جامع حمص در برابر ديدگان سران حكومت و ديگر شخصيتهاى بزرگ مردمى ، سر برهنه روى يك پا نگاه داشت تا خليفه از او بپرسد ده هزار درهمى را كه به اشعث پرداخته از اموال شخصى او بوده يا از اموال مسلمانان ؟ كه اگر از اموال شخصى وى بوده ، اسراف است و خداوند اسرافكاران را دوست ندارد و اگر از اموال مسلمانان بوده در حق آنان خيانت ورزيده است و خداوند
هامش
( 1 ) . براى آشنايى به خصومت و دشمنى معاويه و رنج و سختهايى كه آفريد و حدود الهى را تعطيل و دستورات دين را به تحريف كشاند و مردم و دين آنها را خريدارى كرد و فساد و فسق و فجور و گستاخى و ساخته و پرداخته كردن احاديث و روايات و ديگر كارهاى زشت و ناپسندى كه وى انجام داد ، به كتاب حياة الامام الحسن 2 / 145 - 210 مراجعه شود .