فتنه و آشوبها بخوابد و آنگاه كه خداوند ما را يكپارچگى و الفت بخشيد همهء اين شروط را زيرپا مىنهم » .
به خدا سوگند ! معاويه در اين سخنان منظورى غير از شما و قرار داد صلح ميان خود و شما نداشت و بدينترتيب ، پيمانشكنى نمود . اگر دوست دارى كارها را از سر بگيرى ، خود را نهانى مهياى جنگ نما . آنگاه كه به كوفه مىآيى به من اجازه بده فرمانرواى معاويه را از آن سامان بيرون برانم و آشكارا وى را بر كنار سازم و خود نيز ، او را عزل نما ، خداوند خيانت پيشگان را دوست ندارد » . ساير افراد نيز مانند سليمان سخن گفتند .
امام عليه السّلام به او پاسخ داد :
« انتم شيعتنا و أهل مودّتنا ، فلو كنت بالحزم في أمر الدنيا أعمل ، و لسلطانها أركض و انصب ، ما كان معاويه بأبأس منّي بأسا ، و لا أشد شكيمة و لا أمضى عزيمة و لكنّي أرى غير ما رأيتم ، و ما أردت بما فعلت إلّا حقن الدماء فارضوا بقضاء اللّه و سلّموا لأمره و الزموا بيوتكم و أمسكوا » ؛ « 1 »
شما پيروان و دوستداران ما هستيد . من اگر به دنيا مىپرداختم كوشاتر و لايقتر از ديگران بودم . معاويه هيچگاه استوارتر و جدّيتر و سختكوشتر از من نبوده است ، ولى ديدگاه من غير از نظريهء شماست من با كارى كه انجام دادم تنها خواستم از خونريزى جلوگيرى به عمل آورم . بنابراين ، شما نيز به قضاى الهى تن در دهيد و زمام خود را به او بسپاريد و در خانههايتان بنشينيد و سكوت اختيار كنيد .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 44 / 21 - 28 .