سر نمىپروراندى . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : هرگاه امّتى زمام امور خود را به مردى بسپارند كه برتر از او را ميان خود سراغ داشته باشند ، امورشان همواره رو به تباهى خواهد رفت ، تا به سرنوشت گوسالهپرستان دچار شوند . « 1 »
4 . علامهء قندوزى در « ينابيع المودة » در مورد صلح امام حسن عليه السّلام آورده كه حضرت در جمع مردم خطبهاى ايراد كرد كه در آن آمده است :
« ايّها الناس لقد علمتم أن اللّه - جلّ ذكره و عزّ اسمه - هداكم بجدّي و أنقذكم من الضلالة ، و خلّصكم من الجهالة ، و أعزّكم به بعد الذلّة ، و كثّركم به بعد القلّة ، و أن معاوية نازعني حقّا هو لي دونه ، فنظرت لصلاح الأمة و قطع الفتنة ، و قد كنتم بايعتموني على أن تسالموا من سالمني و تحاربوا من حاربني ، فرأيت أن اسالم معاوية و أضع الحرب بيني و بينه ، و قد صالحته و رأيت أن حقن الدماء خير من سفكها ، و لم أرد بذلك إلّا صلاحكم و بقاءكم « 2 »
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ »
« 3 » ؛
مردم ! شما به خوبى آگاهيد كه خداى عز و جل شما را به وسيلهء جدّ بزرگوارم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله هدايت نمود و از گمراهى نجات داد و از جهل و نادانى رهايى بخشيد و پس از خوارى و ذلّت ، عزّت عطا كرد و تعداد اندكتان را فزونى داد . معاويه با من در مورد حقى در نزاع و كشمكش است كه حق من است نه حق معاويه . من به مصلحت مسلمانان و از بين رفتن فتنه و آشوب انديشيدم . شما با اين شرط با من دست بيعت داديد كه با هركه از در صلح با من درآيد ، صلح كنيد و با هركس سر جنگ با من داشت ، نبرد نماييد . ازاينرو ، تشخيص دادم با معاويه مصالحه كنم و جنگ بين خود و او را پايان بخشم . به همين دليل با او از در صلح درآمدم و ديدم
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 44 / 22 .
( 2 ) . ينابيع المودة 293 .
( 3 ) . أنبياء 111 .