الحديبية ، اولئك كفّار بالتنزيل و معاوية و أصحابه كفّار بالتأويل ، يا أبا سعيد ! اذا كنت اماما من قبل اللّه تعالى ذكره لم يجب أن يسفّه رأيي فيما أتيته من مهادنة أو محاربة ، و إن كان وجه الحكمة فيما أتيته ملتبسا ، ألا ترى الخضر عليه السّلام لمّا خرق السفينة و قتل الغلام و أقام الجدار سخط موسى عليه السّلام فعله ؟
لاشتباه وجه الحكمة عليه حتى أخبره فرضي . هكذا أنا ، سخطتم عليّ بجهلكم بوجه الحكمة فيه ، و لو لا ما أتيت لما ترك من شيعتنا على وجه الأرض احد إلّا قتل » ، « 1 »
بنابراين ، من اگر دست به قيام بزنم يا نزنم از مقام امامت و پيشوايى برخوردارم . ابو سعيد ! سبب مصالحهء من با معاويه دقيقا همان علت مصالحهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله با قبايل ضمره و اشجع و مردم مكه در بازگشت از حديبيه است ، با اين تفاوت كه مردم مكه به قرآن كفر مىورزيدند ولى معاويه و هوادارانش به تأويل و تفسير قرآن كافرند . ابو سعيد ! اگر من از سوى خداى متعال ، امام و پيشوا باشم ، نبايد تشخيص من در صلح يا جنگ بىاهميّت و ناچيز تلقّى شود ، هرچند راز و حكمت كارى كه انجام دادهام بر مردم پوشيده باشد . ملاحظه نمىكنى حضرت خضر عليه السّلام زمانى كه كشتى را سوراخ كرد و آن نوجوان را به قتل رساند و ديوار را مرمّت نمود ، مورد خشم موسى قرار گرفت ؟ سببش اين بود كه راز و حكمت ماجرا بر موسى پوشيده بود ولى زمانى كه خضر عليه السّلام وى را در جريان قرار داد ، موسى از آن كارها خرسند شد . من نيز چنينم ، شما چون از راز و رمز كارى كه من انجام دادهام بىخبريد بر من خشم گرفتهايد . اگر اين كار را انجام نداده بودم شيعهاى روى زمين باقى نمىماند و همه قتل عام مىشدند .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 200 .