ابو قبيس فرود آمد و دو سنگ برداشت و بر روى بام كعبه برد و آنها را برهم زد ، سنگها چونان خاكستر نرم و از هم پاشيده شد به گونهاى كه ذرّات آن همهء خانههاى مكه و مدينه را فراگرفت .
امام حسن عليه السّلام پرسيد : پدر ! تعبير اين خواب چيست ؟
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اگر تعبيرش ظاهر شود پدرت كشته مىشود و عزا و ماتم كشته شدن او همهء مردم مكه و مدينه را در سوك مىنشاند .
امام حسن عليه السّلام بىقرار و سراسيمه از جا جست و با صدايى آرام و پراندوه از پدر پرسيد :
پدر ! اين فاجعه كى رخ مىدهد ؟
امام على عليه السّلام فرمود : « خداى متعال در قرآن مىفرمايد :
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
« 1 »
هيچكس نمىداند فردا چه بهدست مىآورد و كسى نمىداند در چه سرزمينى از دنيا مىرود ولى حبيب من پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اين حادثه در دههء آخر ماه رمضان اتفاق خواهد افتاد و قاتل من ابن ملجم است .
امام حسن عليه السّلام عرضه داشت : اكنون كه قاتل خود را مىشناسى وى را بكش .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : قبل از جنايت ، قصاص جايز نيست و هنوز او كارى انجام نداده است » . امام على عليه السّلام فرزندش را سوگند داده تا به بستر خود بازگردد و امام حسن نيز چارهاى جز اطاعت فرمان پدر نداشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان / آية 34 .
( 2 ) . حياة الامام الحسن 1 / 557 - 588 .