هجرت امام على عليه السّلام
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با آرامش و امنيت به منطقهء « قبا » رسيد و مورد استقبال انبوه جمعيت انصار قرار گرفت و از آنجا توسط ابو واقد ليثى نامهاى به على عليه السّلام نوشت و در آن به او فرمان داد به سوى وى حركت نموده و شتابان به آن حضرت بپيوندد . وقتى نامهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به على عليه السّلام رسيد حضرت براى تدارك مقدمات حركت تعدادى شتر خريدارى كرد و مهياى خروج از مكه شد و به مسلمانان مستمندى كه با او در شهر باقى مانده بودند دستور داد از تاريكى شب استفاده كنند و خود را با بار و بنهاى اندك به ذى طوى ( محلى در نزديكى مكه ) برسانند و بدينسان ، سومين مسئوليت دشوار على عليه السّلام كه حركت به سمت مكه به همراه زنان بود ، آغاز گرديد . حضرت به همراه فواطم ( يعنى ) فاطمه دخت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم و فاطمه بنت أسد مادر خود و فاطمه دختر زبير بن عبد المطلب و فاطمه دختر حمزه از مكه خارج گرديد و أيمن غلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ابو واقد ليثى نيز در پى آنان حركت كردند . « 1 »
ابو واقد كه شتران را مىراند از شدّت ترس و بيم ، شتران را به سرعت مىراند تا دشمنان به آنها دست نيابند ، بر على عليه السّلام دشوار آمد كه زنان بنى هاشم را در اثر سرعت شتران با آن رنج و ناراحتى ببيند ازاينرو ، به ابو واقد فرمود : « ابو واقد ! زنان بدنى ضعيف دارند با آنها مدارا كن » و حضرت خود شخصا شتران را به آرامى راند و براى ايجاد آرامش در دل همرهان خويش اين شعر را زمزمه مىكرد :
هامش
( 1 ) . امالى طوسى 2 / 84 ، بحار الانوار 19 / 64 به نقل از امالى