جديدى بود كه او را به ناچيز شمردن خطرات ، عادت داد و براى برخورد با حوادث ناگهانى و مسئوليتهاى بزرگ ، شايستگى بخشيد و بيشتر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزديك ساخت چنانكه بر صبر و شكيبايى و فرمانبردارى و فانى شدن در ذات مقدس بارى تعالى و عشق و محبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، عادت داد .
امام عليه السّلام در هجرت به طائف
پس از وفات ابو طالب ، در مكّه شخصى نبود كه قريش از او حساب ببرد و حرمتى نگاه دارد ، در نتيجه بر ستيزهجويى و آزار و اذيت قريش افزوده شد و انبوه حوادث به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رو آورد تا آنجا كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود :
تا ابو طالب زنده بود قريش جرأت هيچگونه تعرّضى به من نداشت . « 1 »
ازاينرو ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم ناگزير مىبايست با تغيير مكان خود ، به جايى رهسپار گردد كه از امنيّت بيشترى برخوردار باشد تا بتواند از آنجا حركت خويش را در راستاى رسالت اسلامى به كليهء نقاط جزيرة العرب و سراسر گيتى ، گسترش دهد ؛ به همين دليل ، خود نزد قبايل مىرفت . آن حضرت كار خود را از طائف شروع كرد ، پس از ده روز اقامت در آنجا ، نه تنها قبيلهء ثقيف به او پاسخ مثبت نداد ، بلكه كودكان و خدمتكاران و بردگان خويش را به اذيت و آزار رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم وادار كرده ، وجود مقدس او را آماج سنگ قرار دادند .
على عليه السّلام به اتفاق زيد بن حارثه با تحمّل ضربات سنگ ، كودكان را از ادامهء تعرّض به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم باز مىداشتند به گونهاى كه در اين حادثه هردو
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه 1 / 235 ، سيرهء ابن هشام 2 / 57 ، 58 .