جانفشانى ، كسى يار و ياورى نظير على بن ابى طالب عليه السّلام براى پيامبر اكرم سراغ نداشت .
على عليه السّلام از آغاز رسالت تا هجرت
قريش از متوقف ساختن روند گسترش اسلام و جلوگيرى از تبليغ و ارشاد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم عاجز و ناتوان گشت ، و توطئهها و دسيسههايش به يأس مبدّل گشت و تهمتها و تهديداتش به شكست انجاميد . زيرا ابو طالب براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم چونان دژى استوار به شمار مىرفت كه همواره از سلطه و آزار و اذيّت قريش در مورد پيامبر جلوگيرى مىكرد . ازاينرو ، قريش به شيوهاى ناجوانمردانه كه حاكى از حقد و كينه و ضعف آنان بود ، متوسل شد .
كودكان و اطفال را وادار به اهانت و پرتاب سنگ به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نمود . در چنين موقعيتى براى ابو طالب - كه پيرى سالخورده و بزرگ بنى هاشم - به شمار مىآمد امكان تعقيب كودكان فراهم نبود و در اينجا نقش برجستهء على بن ابى طالب عليه السّلام به خوبى مشخص مىشد زيرا آن بزرگوار به مقتضاى سنّ خود ، كودكانى را كه قصد اهانت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم داشتند ، تعقيب و از وجود مقدس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم دور مىساخت . « 1 »
در شعب ابو طالب
با سرعت گرفتن گسترش و انتشار اسلام در مكه اين آيين الهى به نظامى تبديل شد كه خواب را از چشم مشركان ربود و به عنوان خطرى بزرگ ، منافع
هامش
( 1 ) . اختصاص مفيد 146 .