يارى پيامبر و گستاخى و ظلم و ستم خود ادامه داد ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به ياران خود فرمان هجرت به مدينه داد و فرمود :
خداوند براى شما سرزمين امن و برادرانى كه در كنار ايشان زندگى كنيد قرار داده است .
بدينترتيب ، ياران حضرت در چند مرحله به صورت دستههاى كوچك و پنهانى و دور از چشم قريش رهسپار مدينه گرديدند . « 1 »
با همهء دشوارىها و فشار و تكذيب و تهديدى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم از دور و نزديك با آن روبرو شد و فرمود :
« ما اوذي احد مثل ما أوذيت في اللّه ؛
هيچ كس مانند من در راه خدا آزار و اذيت نديد » « 2 » .
ولى اميد وى به پيروزى بر دشمنان و موفقيت در راه تبليغ رسالت اسلام ، هيچگاه به ضعف نگراييد و اعتماد كامل وى به ذات بارى تعالى قوىتر از قريش و توطئههاى آنان بود و قريش ، اين واقعيت را در وجود پيامبر سراغ داشت و خطراتى كه سالهاى بعد از آنها پرده مىداشت ، برايش تجسم مىيافت زيرا تصور مىكرد اگر پيامبر امكان يابد به ياران خود ملحق شود و از مدينه به عنوان مركز و خاستگاهى در جهت گسترش رسالت خود استفاده كند ، قطعا موجوديت آنها به خطر خواهد افتاد . به همين دليل به تدارك نيرو پرداخته و قبل از آنكه فرصت از دست رود براى نابودى وى ، به برنامهريزى نشستند ، مشروط به اينكه مسؤليت كشتن آن حضرت را يك شخص يا قبيله به تنهايى بر عهده نگيرد ، تا بنى هاشم در جهت خونخواهى پيامبرشان نتواند
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام 1 / 480 ، مناقب ابن شهر آشوب 1 / 182 موسوعة التاريخ الاسلامى 1 / 717 .
( 2 ) . كنز العمال 3 / 130 ، ح 5818 ، حلية الاولياء 6 / 333 .