آغوش مىگرفت و به هنگام خواب گاهوارهاش را تكان مىداد و مظاهر ديگرى از توجه و مراقبت نسبت به او انجام مىداد . « 1 »
يكى از نعمتهايى كه خداى عز و جلّ به على بن ابى طالب عليه السّلام ارزانى و از آن ارادهء خير داشت اين بود كه قريش به بحران قحطى سختى دچار شدند . در آن دوران با عنايت به عيالمند بودن ابو طالب عليه السّلام ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به عباس عموى خود - كه از ساير بنى هاشم وضع مالى مناسبترى داشت فرمود :
عباس ! برادرت ابو طالب فردى عيالمند است و خود ملاحظه مىكنى در اثر اين قحطى چه بر سر مردم آمده است ، اينك بيا با هم نزد او برويم و از تعداد فرزندانش بكاهيم ، هر كدام يكى از فرزندانش را با خود آورده و سرپرستى آنها را بر عهده گيريم كه اين پيشنهاد مورد پذيرش عباس قرار گرفت .
هردو نزد ابو طالب آمدند و اظهار داشتند : ما قصد داريم تا زمانى كه مردم از اين بحران خارج مىشوند از تعداد فرزندانت بكاهيم .
ابو طالب عليه السّلام به آن دو گفت : در صورتى كه عقيل را برايم باقى بگذاريد هرگونه خواستيد عمل كنيد ، و بدين ترتيب ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم على عليه السّلام را كه تنها شش بهار از عمر شريفش سپرى شده بود انتخاب كرده و او را در آغوش كشيد و عباس ، جعفر را با خود همراه آورد . على بن ابى طالب عليه السّلام همواره در كنار رسول خدا ( ص ) قرار داشت تا آنكه خداوند وى را به پيامبرى برانگيخت و على به پيروى از وى پرداخت و به وى ايمان آورد و سخنانش را تصديق كرد و جعفر نيز همچنان نزد عباس ماند تا اسلام آورد و از او بىنياز گشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 35 / 43 .
( 2 ) . تاريخ طبرى 2 / 58 چاپ مؤسهء اعلمى بيروت ، شرح نهج البلاغه 13 / 198 ، ينابيع الموده 202 ، كشف الغمه 1 / 104 موسوعة التاريخ الاسلامى 1 / 351 - 356 .