فصيحان و سرور همهء بليغان است و دربارهء سخنان او گفتهاند : ( فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن آفريدگان است ) مردم ، آيين سخنورى و نگارش را از او فراگرفته و آموختهاند ، به خدا سوگند ! هيچكس جز او آداب فصاحت را براى قريش سنّت قرار نداد ، كتابى كه اكنون بر آن شرح مىنگاريم ، بهترين دليل بر اين است كه هيچ كس توان برابرى در فصاحت و همسانى در بلاغت على را ندارد .
على عليه السّلام در زهد و بىرغبتى به اين جهان ، سرور همهء پارسايان و نمودار همهء ابدال و برجستگان است ، همه ، ره به سوى او دارند و در پيشگاهش زانوى ادب به زمين مىزنند ، وى هرگز از خوراكى سير نخورد و خوراك و لباسش از همهء مردم خشنتر بود .
على عليه السّلام در عبادت ، عابدترين مردم بود و بيش از همه نماز مىگزارد و روزه مىگرفت . مردم نماز گزاردن و خواندن نافله و ادعيه و اذكار و اوراد را از او آموختهاند . چه گمان مىبرى در مورد مردى كه آنچنان در اقامهء نماز كوشا بود كه فرمان داد در « ليلة الهرير » « 1 » كه تيرهاى دشمن از چپ و راست از كنار گوشش مىگذشت و پيش پايش فرو مىافتاد ، براى او قطعه چرمى ميان دو صف لشكر گستردند ، و بر آن نماز گزارد و از آن همه تير بيمى به خود راه نداد و تا نمازش را به پايان نرساند از جاى خويش برنخاست . . .
با دقت در دعاها و مناجاتهاى آن بزرگوار و آگاهى بر تعظيم و اجلال خداى سبحان ، در آنها در مىيابيم تا چه پايهاى در برابر عزت و هيبت الهى ، خاضع و فروتن و تسليم فرمان خدا بوده است و چه اخلاصى وجودش را فرا گرفته بوده و اين سخنان از چه دلى برخاسته و بر چه زبانى جارى گشته است . على بن الحسين كه خود ، در انجام عبادت سرآمد بود مىگويد : عبادت
هامش
( 1 ) . دشوارترين شبى كه در جنگ صفين بر دو سپاه گذشت ، مروج الذهب 2 / 389 .